تبليغاتX
نسل خمینی - سابقه اعترافات(مروری بر اعترافات علی افشاری)



















نسل خمینی
و اکنون قرن خمینی ...

چندی پیش فرمانده محترم نیروی انتظامی فرمودند: "فرضا متهمین شکنجه شده باشند، خانم کلینتون که به دست داشتن و حمایت از اغتشاشات در ایران اعتراف کردند هم شکنجه شده اند آیا ؟!" با همین منطق مروری میکنیم به سابقه یکی از اعترافات و دلالیل حقانیت آن.

1- مقدمه. چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت1380 مجری بخش خبری 21 شبکه­ی اول تلویزیون جمهوری اسلامی اعلام کرد: علی افشاری دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت در گفت و گویی داوطلبانه با تلویزیون به تلاش در راه براندازی نظام سیاسی کشور اعتراف کرده است. مجری اخبار، وعده داد که این اعترافات بزودی پخش خواهد شد. ولی صدا سیما هیچ مهلتی برای تلاش پیشگیرانه و خنثی­کننده به هم­پیاله­های علی افشاری نداد و در پایان همان بخش خبری این اعترافات را پخش کرد. فرداي آن روز، فقط سه روزنامه، خلاصه كوتاهي از اعترافات را منتشر كردند[1] و سياست روز هم يك هفته بعد، تحليل خيلي كوتاهي به آن نوشت[2]. در ادامه به بررسی محتوای این اعترافات پرداخته و سپس اثرات و عواقب آن را نقد خواهیم کرد.

2- اعترافات.  گفته­های علی افشاری از نظر محتوا به دو قسمت خبر و تحلیل تقسیم می­شد. هر دو گونه­ی مذکور اگر چه برای کسانی که در فضای مطبوعات آن دوره فعال بودند چندان جدید به نظر نمی­رسید ولی برای توده­ی مردم که منبع اطلاعات آنها تلویزیون است بسیار مهم بود. افشاری اشتباهات خود را سیاست­زدگی، خوداتکایی افراطی، و عدم مرزبندی مواضع و عقاید مطرح کرد. وی مسیر خود را تحت تاثیر سیاست فشار از پایین چانه­زنی از بالا عنوان کرد. او گفت هدف از تحریک دانشجویان، ایجاد فشار به دستگاه قضایی و غیره بود. دبیر سیاسی دفتر تحکیم اعتراف کرد که در نشست گرگان و نشست مشهد طرح تعطیلی دانشگاهها را مطرح کرده است. وی مهمترین هدف خود را ایجاد شکاف و قرار دادن جریان دانشجویی در مقابل رهبری و نظام توصیف کرد. وی افزود بدنبال ناتوانی براندازیِ نظامی، تنها راه مقابله با نظام، استحاله فرهنگی، براندازی سیاسی و نفوذ در ارکان حاکمیت بود که این مقابله دارای ابزاری چون رسانه­ها و جنبش­های دانشجویی بود. افشاری به صراحت جنبشهای دانشجویی را ابزاری در دست احزاب و گروهها معرفی کرد و گفت در جهت مبارزه فرهنگی، زیر سوال بردن آرمانهای امام خمینی و دین اسلام و تغییر شعارها در میتینگ­های سیاسی در راس برنامه­ها قرار داشت. وی گفت برای ایجاد تقابل بین دین و سیاست تلاش شد تا ناکارمدی دین در اداره کشور را به اثبات برسانند. ایجاد شبهه و چالش در خصوص قانون اساسی و لایت فقیه، طراحی مراحل اجتماعی جهت براندازی، ایجاد تنش و خروج از مجاری قانونی، از دیگر نکات سخنان افشاری بود. وی بارها اظهار کرد که به دنبال غیردینی کردن نظام حاکم در ایران بوده است. وی اعتراف کرد که در سخنرانی­هایش نظام مقدس جمهوری اسلامی را با نظام پادشاهی پهلوی مقایسه کرده و از این بابت معذرت خواهی کرد.[3]

با آنکه اغلب گروههای اصلاح­طلب در محافل غیررسمی خود به اهدافی شبیه آنچه افشاری اعتراف کرده بود، تلویحا و یا تصریحا اشاره کرده بودند ولی اظهار صریح در رسانه­ی ملي، برای معانداني که هنوز تلاش می­کردند خود را جزیی از نظام معرفی کنند بسیار سنگین بود. بسیاری از این اعترافات در اسناد و سوابق تشکیلاتی دفتر تحکیم وحدت موجود بود اما گردآوری همه آنها و ارایه تحلیلی از سوی دبیر سیاسی این دفتر موجب ضربه­ای سنگین به این گروه شد به طوری که نهایتا منجر به انشقاق جدی و رکود در اثرگذاری این تشکیلات شد[4].

3- واکنشهای سیاسی.  الف- دفتر تحکیم وحدت. بعد از این اعترافات، به اقتضای جوانیِ این گروه، دستپاچگی و واکنشهای مضحکی را از خود بروز دادند. جهت یادآوری خوب است قسمتی از نامه­ی اعضای این سازمانِ مبارز(!) به افشاری را مرور کنیم: «...کاری سخت و طاقت­فرسا پیش رو دارید و باید شیرمردانی با اتکا به قدرت لایزال الهی و گسستن از مال و مکنت و مصلحت... با صراحت و جسارت خواب را بر چشمانشان حرام نمایند... ما همچنان در سایه چوب الف به یاد یار دبستانی خود زخم­ها را در سینه و بغض­ها را در گلو حبس کرده­ایم که مبادا گمان کنند از ادامه راه پشیمانیم.»[5] با این زمینه­ی مقاومت و آرمانگرایی، مسئول واحد فرهنگی انجمن در توجیه اظهار ضعف افشاری طی گفتگویی با ایسنا اظهار داشت: چرا سعی داریم تنها قهرمانان در جلوی خواستهای ما حرکت کنند؟! عضو دیگری از انجمن هم ادامه داد: مگر از یک نفر چقدر می­توان انتظار داشت؟![6] یکی دیگر از اعضای انجمن اسلامی بعد از مشاهده­ی ضعف قهرمان خودشان، فرار به جلو را برگزید و به ایسنا گفت: ما از افشاری خواهش می­کنیم هرچه از او خواستند به آنها بگوید و اعتراف کند و مقاومت نکند[7]. البته به نظر نگارنده، بهتر بود این دلسوزی را قبل از پخش اعترافات کامل ایشان از صدا و سیما به گوش افشاری می­رساندند و نه بعد از اعترافات که نشان از شکسته شدن بت سیاسی دفتر تحکیم وحدت بود! یکی دیگر از اعضا گفت: حتی اگر افشاری از اعتقادات خودش هم برگشته باشد نیز از او پذیرفته است چون بالاخره انسان است[8]. اما اعضای این انجمن باز هم از رو نرفتند و بعد از چندی، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در روز دانشجو به علی افشاری لوح مقاومت  اهدا کردند![9]

ب- سایر اصلاح­طلبان. غافل­گیری اصلاح طلبان در پخش این اعترافات، منجر به واکنشهای تندی شد که حاکی از هراس و وحشت آنها بود ولی این غافل­گیری اصلاح­طلبان با هجمه­ی رسانه­ای آنها جبران شد. اقتدار مطلق اصلاح­طلبان در فضای مطبوعاتی آن روزها اجازه عرض اندام به مفسران اصولگرا نداد. در عوض انواع محکومیت و شبهه در این خصوص مطرح شد. اجباری بودن اعترافات، غیرقانونی و غیرمعتبر بودن آن، شاه بیت تمام رسانه­های آن روزها بود. شکوری­راد اعترافات علی افشاری را «شوی تلویزیونی» نامید[10]. جلایی­پور اعترافات را ترفندی برای کاهش آرای خاتمی معرفی کرد[11]. دفتر تحکیم وحدت نیز با محکوم کردن این اعترافات خود و افشاری را درون نظام معرفی نموده و تلاش برای براندازی را به شدت رد کرد[12]. اصلاح­طلبان حتی تعداد سرفه­های علی افشاری و حالت چشمان او را هم دلایلی برای اثبات فشار روانی برای این اعترافات مطرح کردند[13]. سعید لیلاز در مصاحبه با روزنامه توسعه، قوه قضاییه را با دوران پهلوی مقایسه کرد و گفت علت این اقدام صدا و سیما تلاش برای کاهش حضور مردم در انتخابات است[14]. علوی­تبار، مسئولان پرونده­ی افشاری را برانداز معرفی کرده و ادعا کرد آنها فقط به دنبال رانت­خواری­های خود هستند.[15] همه­ی این ادعاها طبق معمول، بدون هیچ دلیل مستندی و تنها براساس حدس و گمان ولی در قالب قطع بیان می­شد. این آتشِ سنگین علیه قوه قضاییه به قدری زیاد شد که مبشری رییس دادگاه انقلاب به استدلال علیه این شبهات پرداخت. وی در قسمتی از توضیحاتش گفت: « در کجا رسم است که متهمان را در منزل خودشان بازجویی کنند. می­گویند تحت فشار بوده، ولله قسم که بارها خودم با افشاری دیدار کردم و از سلامت روحی و جسمی وی جویا شدم... حتی من قبل از پخش آن را دیدم به والله اگر مشکلی وجود داشت یا اگر شبهه­ای وجود داشت اجازه پخش نمی­دادم[16].» رییس دادگاه انقلاب گفت: بعد از پخش اعترافات هم با ایشان ملاقات کردم و آقای افشاری همه­ی اعترافات را قبول داشت و فقط به نحوه انعکاس آن توسط برخی روزنامه­ها اعتراض داشت.[17]

4- بررسی اعترافات. اعتبار یک اعتراف در دادگاه وقتی مهم است که تنها استنادِ اتهام، همان اعتراف باشد. ولی همان طور که گفتیم همه­ی این اعترافات قبلا از طرق زیادی از جمله مستندات سخنرانی­ها و جلسات دفتر تحکیم وحدت قابل اثبات و غیرقابل انکار بودند. با اینحال باز هم در دادگاه، قاضیِ مستقلِ دادگاه به این اعترافات استناد نکرد و قرار مجرمیت علی افشاری را از طرق دیگری صادر کرد. از اعترافات افشاری این بود که روزنامه­ها بدنبال براندازی اند و آب به آسیاب دشمن می­ریزند. به فرض که این اعترافات تحت فشار بوده باشد ولی روزنامه­های زنجیره­ای آن زمان که تعداد سرفه­های افشاری را هم شمردند تا ثابت کنند که اعتراف به براندازی دروغ است، چگونه می­توانند تیتر اول خود در حادثه­ی کوی دانشگاه را تکذیب کنند که نوشتند: «کی براندازیم طرح کهنه را ؟ » به فرض که اعتراف افشاری در خصوص مقابله با اسلام و آرمانهای امام راحلره تحت فشار بوده باشد، مگر صدها مقاله و مطالب پی در پی آنها علیه امام راحلره و حتی امام زمانعج را می­توانند از آرشیو روزنامه­ها و یا از ذهن ملت پاک کنند؟ مگر فریاد نزدند که امام زمان را هم می­شود استیضاح کرد؟!

اکبر عطری، از همفکران نزدیک افشاری، همه­ی اعترافات افشاری را رد کرد[18] ولی چهار ماه بعد در ماجرای انحلال شورای مرکزی انجمن اسلامی (دفتر تحکیم) در مصاحبه با ایسنا، همان اعترافات افشاری را تکرار کرد و گفت: « در حال حاضر جنبش دانشجویی پیاده نظام یک عده خاص شده و هر حزب یک سفیر در جریان دانشجویی دارد... آنها سعی در استفاده ابزاری از دفتر[تحکیم] برای نیل به اهداف خود را دارند.»[19]

5- بالاتر از اعتراف. وقایع بعد از زندان علی افشاری نشان داد که اعترافات وی بسیار کمتر از خیانتهایش بوده است. وی در سال 1384 در حین مرخصی از زندان از کشور گریخت و به دامان اربابانش پناه برد و به همکاری با سازمانهای امنیتی غربی پرداخت. امیرعباس فخرآور عضو گروهکهای ضدانقلاب در وبلاگش افشا کرد که علی افشاری و اکبر عطری از محل کمکهای دولت امریکا به موسسهNED ماهیانه 5000دلار و از بودجه دولت امریکا به رسانه­ی دولتیVOA هر هفته 200 دلار حقوق می گیرد[20]. علی افشاری از طریق مسعود بهنود تحت عنوان «همکار قابل اعتماد» به رابط سازمان سیا معرفی شده بود. افشاری به همراه تنی چند از مزدوران وطن­فروش در دوران دولت بوش به کنگره امریکا راه پیدا کردند و از سناتورهای امریکایی کمک خواستند. اینگونه اعمال علی افشاری که همگی دلیلی بر صحت اعترافاتش برای براندازی نظام بود، منجر به درگیری لفظی او با بعضی از اعضای اپوزیسیون شد[21]. او که آبروی خود را بر باد رفته می­دید دست به افشاگری علیه همه­ی منتقدان خود زد. نخست خطاب به ابراهیم یزدی با برشمردن تک تک خیانتهای نهضت آزادی به ابراهیم یزدی گفت که من یک صدم تو که یک شهروند(CITIZEN) امریکا هستی با خارجی­ها همکاری نکردم.[22] وی همچنین در پاسخ به معصومه ابتکار در سایت گویانیوز نوشت: سمپاتی امثال«گری سیک» که نزدیکی وی به دلالهای تسلیحاتی اظهر من الشمس است با ادعای امريکا ستيزيِ خانم ابتکار سازگاری ندارد؟[23]

بهرحال اینگونه اعترافات علی افشاری در حالی ادامه دارد که رفت و آمدهای وی به کاخ سفید در زمان جرج بوش، دریافت حقوق ماهیانه از چندین سازمان دولتی امریکا، ارتباط نزدیک با مسعود بهنود (مامور اینتلجنس سرویس) و رفتن به سنای امریکا و درخواست کمک از ایشان و دهها مطلب تصریح شده توسط خودش، همگی دلایل عملی و محکمی بر صحت اعترافات تلویزیونی­اش دارد که با تکذیب لسانی وی و یا دوستان اصلاح­طلبش، قابل انکار نیست.

[1]  روزنامه­هاي كيهان، رسالت، انتخاب 27/2/80

[2]  روزنامه سياست روز 2/3/80

[3]  روزنامه كيهان 27/2/80

[4]  روزنامه خبر 27/12/80

[5]  خبرگزاري ايسنا، كد خبر: 8002-05882

[6]  خبرگزاري ايسنا، كد خبر: 8002-05863

[7]  خبرگزاري ايسنا، كد خبر: 8002-06110  

[8]  خبرگزاري ايسنا، كد خبر: 8002-05863

[9]  خبرگزاري ايسنا، كد خبر: 8009-04458

[10]  روزنامه نوروز29/2/80

[11]  روزنامه نوروز29/2/80

[12]  روزنامه انتخاب 29/2/80

[13]  روزنامه نوروز29/2/80

[14]  روزنامه توسعه 29/2/80

[15]  روزنامه انتخاب 29/2/80

[16] روزنامه همبستگی 31/2/80

[17] روزنامه سیاست روز 17/3/80

[18]  روزنامه ملت 29/2/80

[19]  خبرگزاری ایسنا، به نقل از روزنامه رسالت 25/6/80

[20]  باشگاه خبرنگاران جوان

[21]  روزنامه كيهان 16/10/86

[22] باشگاه خبرنگاران جوان، به نقل از سازمان اسناد انقلاب اسلامي، كد4097

[23]  سازمان اسناد انقلاب اسلامي، كد مطلب2730

+ نوشته شده در سه شنبه 3 شهریور1388 | توسط : ولی الله| |

آخرين نوشته هاي وبلاگ

بسیج خمینی، بسیج موسوی !
عمار ها اینجا هستند.[1]
دستان خالی خوارج انقلاب اسلامی
چرا عمو سبزی فروش، کاریکاتور شد؟
طرح آشتی ملی
حفاظت از شخصيتها
بيانيه شماره 13 موسوي - روز قدس
دولت اصلاحات در 10دقيقه
سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
آيت الله يوسف صانعي
تطبيق تاریخ خوارج و اغتشاشات اخير
كامل­ترين ليست كشته­شدگان افشا شد.
رای اعتماد به مجلس؟
اعترافات- خدمات صفایی فراهانی
سابقه اعترافات(مروری بر اعترافات علی افشاری)

نوشته هاي برگزيده

یک نامه به یاسمن
سریال لاست LOST
ايستاده بمير
وبلاگ چنگيزخان مغول
سوهان حاج حسين
نزدیکی با امریکا!
کساني که احمدي نژاد را بقدرت رساندند
ما انقلابی عمل نکردیم
هر بسيجي يک وبلاگ
دكتر مصدق
آزمون ورودي نهضت آزادي!
برنده نهایی خاورمیانه کیست؟
وقتي نهضت آزادي حزب اللهي بود
مقایسه انقلاب ایران، روسیه و فرانسه
هلوکاست
جمعیت شناسی شیعه