تبليغاتX
نسل خمینی

















نسل خمینی
و اکنون قرن خمینی ...

مرجعِ تقلیدِ مدافع هلوکاست

انقلاب اسلامی همانند نهضت صدر اسلام به گفته­ی مقام معظم رهبری همواره دارای رویش­ها و ریزش­هایی بوده که از سویی نشان از پویایی این نهضت و از سوی دیگر حاکی از ظرفیت بالای اجتماعی این نظام مقدس است، ولی همیشه تغییر مواضع از شکلِ کاملا افراطی به سمت موضعی کاملا تفریطی موجب نگرانی دوستداران انقلاب بوده است. اینکه یک جریان سیاسی، زمانی تمام موضع­گیری رقیبان خود را محکوم به اسلام امریکایی می­کرد و امروز تمام تلاش خود را  برای همسویی با سیاست و فرهنگ غرب بکار بسته است جای تامل دارد. سابقا گمان بر این بود که این چرخش تنها در حوزه سیاست و نهایتا فلسفه است ولی هنگامی که بعضی نظرات عقیدتی و فقهی برای انطباق کامل اسلام با حقوق بشر غربی مطرح گردید، یقین حاصل شد که این خطر کاملا جدی می­باشد. در همین راستا به مرور مفتي النساء في قمنظرات یوسف صانعی در حوزه­های سیاست و فقه می­پردازیم.

ولايت فقيه. ایشان در کتاب ولایت فقیه خود (سال1366) مشروعیت ولایت فقیه را به خدا نسبت داده و رای مردم را همانند بیعت مردم با امام علیع عنوان کرده و نوشته است که قانون اساسی در خصوص حدود اختیارات ولی­فقیه کوتاهی نموده و ولی­فقیه ریاست­جمهور را « نصب» می­کند و نه تنفیذ. ولی آقای صانعی در سالهای اخیر با گردش 180درجه­اي، مشروعیت ولایت فقیه را از رای مردم دانسته، تصریح کرده است که اگر مردم روزی به این ولایت فقیه رای ندادند، نظام مشروعیت ندارد[1]. ایشان در مصاحبه­ای خواستار انتخاب ولی­فقیه با رای مستقیم مردم شده و اظهار می­کند متاسفانه این موضوع در قانون اساسی نیامده­است![2] وی در دیدار با سازمان مجاهدین انقلاب در آبان86، با تغییر کلام امام خمینی و نیز افزودن نظرات خود در صدر و ذیل آن، باعث واکنش تند مطبوعات و دوستداران انقلاب شد. قابل ذکر است که طبق تصریح مکرر امام خمینی، ولایت فقیه همان ولایت ائمه و رسول خداست و تنها این منزلتِ شخصیِ امام است که با فقیه قابل مقایسه نیست(مثل صحیفه نور ج10 ص15، صحیفه نور ج5 ص31 و ...). آقای صانعی در همان جلسه می­گوید: «باید تلاش كنیم به همه بفهمانیم كه خدا كسی را در امور سیاسی قیم بر مردم قرار نداده است» متاسفانه این جمله­ی اخیر که همان معنای واژگونه سکولاریست­ها از ولایت فقیه است خودش برای تضاد با نظر امام خمینی کافی است و نیازی به  شرح ندارد. وی برای اثبات کلام خود اضافه می­کند: «در خصوص تمام حرف­هایی که بنده عرض می­کنم، امام رضایت داشتند کما اینکه چندین مورد که  با امام صحبت می­کردم جواب ایشان مثبت بود»! البته آقای صانعی توضیح نداد که چون نظر وی (بقول خودش) دائم عوض می­شود، نظر امام هم امروز مطابق نظر وی دائم عوض می­شود یا خیر؟

سياست. در دوران اصلاحات، زمانی که توهین­ها به احکام اسلام و ائمه(ع) رواج یافت و در نشریات نوشتند نظرات امام خمینیره به زباله­دان تاریخ پیوسته است، وي سکوت کرده بود و کسی فریاد او را برای دفاع از اسلام و اصل ولایت فقیه نشنید ولی در واکنش به دستگیری قانونیِ عبدالله نوری بخاطر جرمهای آشکارش، صانعی همصدا با وزارت خارجه امریکا، سازمان عفو بین­الملل و کمیسر خارجه اروپا در حمایت از عبدالله نوری بیانیه­ای داد و نوشت که «مهم برای امثال عبدالله نوری­ها قضاوت مردم است.» ولی تاریخ این سوال را خواهد پرسید که کدام قانون و فقه، نظر مردم را ملاک قضاوت قرار داده است، هرچند که مردم متدین هم در آن روزها طبق نظر قاضی، عبدالله نوری را مجرمي غیرقابل بخشش می­دانستند. صانعی در ماجرای 18 تیر جهت تبریک و تسلیتِ شهادت دانشجویانی که هیچگاه وجود خارجی نداشتند بیانیه صادر کرد. گرچه بعدا رییس جمهور وقت، وزیر کشور و شورای عالی امنیت ملی وجود چنین دانشجویانی را اساسا تکذیب كردند ولي هیچگاه صانعي بخاطر تشویش اذهان عمومی عذرخواهی نکرد و مورد پیگرد قرار نگرفت.

اکبر گنجی که به آیات قرآن به خاطر مخالفت با دموکراسی و حقوق بشر توهین کرده­بود و نیز به جرم تشویق و تحریک به نافرمانی مدنی علیه نظام و جرایم دیگر محاکمه شده بود مورد لطف صانعی قرار گرفت:«چرا انسان را بخاطر چهارتا حرفی که زده زندان کنیم، آسمان که زمین نیامده، از دیوار مردم که بالا نرفته، مواد مخدر که نیاورده...وقتی خواستید کسی را زندانی کنید فکر کنید اگر خودمان باشیم خوشمان می­آید؟ چقدر خوشمان می­آید؟ یک سالش دو سالش...»[3] البته بعد از این استدلالهای صانعی به نفع یک مجرم، این سوال باقی ماند که اگر مناط اجراي حکم، دلپذیر بودن آن باشد آیا تعزیری اجرا خواهد شد؟! و آیا جرم فقط از دیوار مردم بالا رفتن است؟

صانعی که در انتخابات 84 احمدی­نژاد را متحجر و واپس­گرا خوانده بود، بعدها در گفتگو با خبرگزاری فرانسه، هلوکاست را واقعیت تاریخی ملتها(!) دانست و احمدی­نژاد را بخاطر پرسیدن سوال در این خصوص بشدت مورد حمله قرار داد[4]. صانعی كه در دهه 60، در کسوت دادستان کل در جمع اعضای گشت ثارالله، آنها را به تحکم بیشتر تشویق کرده و می­گفت: «وقتی ایمان شما صددرصد است که از عکس شما هم فرار کنند»[5]، در جریان اغتشاشات اخیر ضمن درخواست استمرار تجمعات غیرقانونی با اظهاراتش حداکثر همراهی را با این اغتشاشات انجام داد. صانعی در دوران مجلس ششم برای مصونیت قضایی نمایندگان مجلس فتوا و استدلال آورده بود[6] و
تجمعات مدني مقلدين صانعي؛  تظاهرات سكوت

تجمع مدني مقلدين آيت الله صانعي؛  تظاهرات سكوت

در زمان عضویت در شورای نگهبان در خطبه نماز جمعه به شدت از موقعیت شورای نگهبان دفاع کرده و گفته بود: «شورای نگهبان نباید مورد سوال قرار گیرند و این هم استبداد نیست[7]» ولی در ماه­های اخیر با موضع­گیری شدید علیه شورای نگهبان و انتخابات با انتشار بیانیه­های تحریک­آمیز، نظام اسلامی را دیکتاتوری و دولت قانونی را دولت کودتا نامید و با حرام­زاده خواندن رییس جمهورِ منتخب مردم، اوج کینه خود را به جریان اصیل انقلاب و مردم نشان داد و ثابت کرد که ادب مرد به ز دولت اوست!

مفتی النساء فی قم. کاش این مختصر، مجالی بود برای بررسی فتاوا و نظرات شاذ صانعي که گاه در تاریخ شیعه بی­سابقه است. مثلا اولین و عالیترین هدف کربلا را مبارزه با تروریسم معرفی کرد. وی پیکار و جهاد امام زمان (بعد از اینکه جهان پر از ظلم و جور شد)، همگی غلط و تماما خرافات می­نامد و برقراری عدالت را بدون هیچ جنگ و خونریزی پیش­بینی می­کند[8] و مي­گويد: فقط امام زمان دستی بر سرها خواهد کشید و عقلها کامل شده و دموکراسی بر تمام جهان حاکم می­شود![9] صانعی تمام 15-10 حدیث تفاوت ارث زن و مرد و نیز احادیث تفاوت دیه و دیگر تفاوتهای زن و مرد را مصداق ظلم می­داند و همگی را با توسل به آیات کلی قرآن که خداوند ظلم نمی­کند مردود اعلام کرده و مصداق ضرب بر جدار می­داند[10]. لذا گفته­است که حقوق بشر اسلامی همان حقوق بشر غربی است و فرقی ندارند و تنها در منشاء صدور متفاوتند وگرنه احکامشان یکی است![11] صانعی که بخاطر فتاوای نادرش در خصوص زنان، در بین مطبوعات عرب به «مفتی النساء فی قم» مشهور است در مصاحبه­ای[12] گفت؛ تبرج (دیده شدن آرایش و بدن زنان برای نامحرم) وقتی حرام است که به قصد روسپی­گری باشد. وی در جواب این سئوال که معنی دقیق تبرج چیست، گفت من نمی­توانم آن را الان معنی کنم. البته ايشان بعد از آن هم به مجامع علمی، استناد این معنی جدید از تبرج (قصد روسپی­گری) را كه مخالف تمامي معاجم در طول تاريخ است معرفی نکرد بلکه سوالهای بیشتری هم پیش آمد که چرا قرآن همسران پیامبر را از تبرج منع کرده است مگر نعوذ بالله... . از این دست فتاوا از قبیل حلال بودن غنا به شرط سالم بودن معنا و محتوا[13]، بسیار زیاد است که اینجا مجال بررسی علمی آنها نیست.


[1] روزنامه شرق 29/7/84                     [2]  الشرق الاوسط شماره 10344 مورخ 15 مارس 2007

[3]  روزنامه شرق 11/4/84                    [4]  روزنامه انتخاب 17/12/85 و اعتماد ملی شماره320

[5]  روزنامه جمهوری اسلامی 11/11/61     [6]  روزنامه حیات نو 17/10/80

[7]  روزنامه جمهوری اسلامی 1/9/59         [8]  روزنامه ايران 84/12/13 و شرق 12/12/84

[9]  روزنامه اعتماد  85/2/14                  [10]  فقه الثقلین ص164

[11]  سایت رسمی يوسف صانعی، در دیدار تحریریه روزآنلاین

[12]  روزنامه اعتماد ملی 17/2/87             [13]  سایت انتخاب 14/7/85

+ نوشته شده در شنبه 28 شهریور1388 | توسط : ولی الله| |

حساس­ترین وظیفه­ی مجلس هشتم به پایان رسید و بعضی مسایل منحصربفرد و برخی مشکلات تکراری در آن خودنمایی کرد. دومین رویداد مهم امسال زماني آغاز شد که گرد و غبار قانون­شکنان با اعتراف در دادگاه انقلاب فرو نشسته و فضای عمومی کشور نسبت به 6 ماه پیش نيز کاملا تغییر یافته است. در ادامه به موضوعات مختلف این مساله می­پردازیم.

وزرای بدون مخالف. هیچ نماینده­ای در مخالفت شش وزیر پیشنهادی (مسکن، اقتصاد، ارتباطات، کشاورزي، دفاع و دادگستري)  سخن نگفت. این مساله که ظاهرا نشان از موافقتِ کامل مجلس با 29درصد از وزرای پیشنهادی داشت تا قبل از رای­گیری باعث خوشحالی دولت بود ولی با میانگین 70رای عدم اعتماد به این وزرا، معلوم شد که موافقت یا مخالفت زبانی مجلسیان چندان هم نشان از موافقت یا مخالفت واقعیِ آنها نیست مثلا 90 نفر به وزیر ارتباطات رای اعتماد ندادند. البته این مساله شامل وزیر دفاع نمی­شود. چرا که اسراییل، با دخالت و تبلیغات سوء علیه این رزمنده باعث شد تا نمایندگان با رای اعتماد بالا نشان دهند؛ آنجا که بحث دشمن خارجی است ایرانیان همیشه متحد هستند. نشان دیگر این تفاوت در گفتار و عمل وقتی است که ببینیم علیرغم ستیزهای بسیار تند علیه وزیرانی مثل وزیر کشور و وزیر علوم و تحقیقات، نهایتا تنها 25درصد نمایندگان به آنها رای مخالف دادند.

مخالفتهای دلسوزانه. بی­شک بسیاری از مخالفتها با وزرای پیشنهادی از روی دلسوزی و با حسن ظن بود. چه آنکه بعضی از وزرا اعلام کردند که بیان این مسایل باعث روشن شدن برخی زوایا و نقاط ضعف حوزه مربوطه بوده است و به نوعی یک هم­اندیشی و استفاده از نخبگان، درست قبل از آغاز کار در وزارت مربوطه محسوب می­شود. مخصوصا مواردی که مخالف از کمیسیون تخصصی مربوطه سخن می­گفت. البته اغلب وزرا، موافقت کمیسیون مربوطه را کسب کرده بودند. بسیاری از مخالفتها هم در واقع مخالفت نبود بلکه دغدغه­های نمایندگان مجلس نسبت به شرایط موجود و سوالات ذهنی آنها از رویکردهای وزیر پیشنهادی بود. مثل وزیر ارشاد که راهکارهای رسیدن به برنامه­های پیشنهادی­اش مشخص نبود. بهرحال مطمئنا این دوره از رای اعتماد نسبت به تمام دوره­های اخیر کم تنش­تر و با حسن­ظن بیشتری انجام شد. رییس جمهور هم به خاطر مخالفت­های دلسوزانه­ای که به روشن شدن مسایل کمک کرد بسیار قدردانی نموده و آن را نشان از رشد آزاد اندیشی در جمهوری­اسلامی دانست.

مخالفتهای مشکوک. وقتی سه مخالف وزیر رفاه اهل یک استان بودند و از طرفی وزیر قبلی این وزارتخانه هم که امروز در فهرست رییس جمهور نیست اهل همان استان بود، ناخودآگاه مسئله مورد شک واقع می­شود. زمانی که اکثریت کمیسیون انرژی به وزیر نفت نظر مثبت می­دهند ولی رییس کمیسیون، آقای کاتوزیان که در انتخابات از حامیان جدی موسوی بوده، مانع رای­گیری و اعلام نظر کمیسیون شود، حسن­ظن هر انسان منصفی خدشه­دار می­شود. این مساله وقتی بیشتر زیر سوال می­رود که بدانیم شخص مذکور در وزارت نفت دارای پروژه است و ایشان درحالی تحصیلات وزیر نفت را با این حوزه بی­ربط می­شمارد که خودش مهندس مکانیک بوده ولی رییس کميسيون انرژی است. کاتوزیان با بی­احترامی، واگذاری وزارت نفت به میرکاظمی را خيانت خواند. لذا با تحلیل کاتوزیان، اکثریت نمایندگان مجلس که به میرکاظمی رای اعتماد داند و شخص رییس جمهور خائن هستند.

موافقت­های کم­اثر. اینکه تعداد موافقان برای سخن­گفتن بیشتر از مخالفان بود و  نمایندگان موافق، اغلب وقت خود را تقسیم می­کردند تا دوستشان هم بتواند از وزیری دفاع کند نشان از آن داشت که اکثریت مجلس تمایل داشتند که خود را یاورِ رییس­جمهور 25میلیونی نشان دهند. حتی نماینده شاهرود اظهار داشت که 100 نماینده برای دفاع از وزیر ارشاد ثبت نام کرده بودند. گاهي بزرگنمایی­هاي عجيبي هم مطرح ميشد. مثلا نماینده سلماس اعلام کرد اگر آقای علی­آبادی نبودند بخشی از خاک ایران در جنگ از دست می­رفت. بسیاری از اوقات تکراری بودن مطالب مطروحه باعث کم­اثر شدن دفاعیات می­شد. مثلا خانواده­ شهید بودن وزیر رفاه که دقیقا تمام نمایندگان موافق، آن را با آب و تاب توضیح دادند و یا نماینده سمیرم که در دفاع از سیدمسعود میرکاظمی گفت "ایشان هم سید است، هم مسعود است و هم میر است!" نپرداختن به شبهات مطرح شده، تعریف و تمجیدهای شخصی و بی­اثر و نیز ضعف استدلال هم از اين جمله بود. خود وزرای پیشنهادی نیز در پرداختن به شبهات طرح شده در مجلس غفلت می­ورزیدند تا ثابت کنند که وزرای دولت دهم نیز مانند دولت نهم سخن­گویان خوبی نیستند و باز هم رهبر انقلاب خودش باید از خدمات دولت دفاع کند. شاید بهترین دفاع از شبهات را وزیر آموزش عالی داشت که همه­ی شایعات را دقیق جواب داد تا بعد از سالها، مدیریت یک مهندس­ بر این وزارتخانه، نوید دوران روشنی را برای این حوزه دهد. البته شاید هم این تسلط آقای دانشجو بر پاسخگویی شبهات بخاطر تجربه موفق ایشان در دوران انتخابات اخیر باشد.

مخالف­های کم­انصاف! در این دوره­ي رای اعتماد، اين پديده­ي هميشگي تنها توسط پدرخوانده­هاي مجلس که خود را مساوی با همه­ی نخبگان می­دانند انجام شد. مهندس باهنر که دوران انتخابات در حمایت از موسوی، همه­ی تلاش خود برای عدم حمایت فراکسیون اکثریت از احمدی­نژاد بکار بست، پیش­بینی کرده بود 7-6وزیر رای نیاورند. باهنر که هم­حزبی­هایش در مجلس پنجم به تمام وزرای خاتمی، یکجا رای مثبت داده بودند، برای تحقق پیش­بینی­اش و رای نیاوردن 7-6 وزیر، از هیچ رایزنی و تلاشی دریغ نکرد. توکلی هم که در انتخابات نهم حامی قالیباف بود تا یک نظامی رییس جمهور شود، بشدت وزیر کشور شدن یک پاسدار را خطرناک خواند. البته یادمان نرفته است که ایشان از وزیر کشور شدنِ یک معاون وزیر اطلاعات (پورمحمدی) هم بعلت امنیتی کردن کشور  به شدت انتقاد کرده بود ولی بعدا از برکناری همان وزیر ابراز ناخشنودی کرده و او را لایق دانسته بود. گویا هرچه احمدی­نژاد برگزید باید خلافش رای داد! نامربوط بودن رشته­ی تحصیلی و وزارت­خانه­ها هم گاهی عجیب بود. مثلا به وزیر کار گفته شد چرا رشته­اش با وزارت کار نامرتبط است که دکتر زارعی در مقام دفاع پرسید به نظر شما وزیر کار چه رشته­ای تحصیل کرده باشد که به همه­ی مشاغل مرتبط باشد؟! یا به خانم دستجردی گفتند که از وزارت بهداشت بی­اطلاع است. در حالي که وی هم مانند اغلب وزاری بهداشتِ قبلی، رییس یک بیمارستان و استاد دانشگاه پزشکی بوده است. زاکانی هم که چندی پیش رییس­جمهور محبوبش یعنی سردارقالیباف، وزیر احمدی­نژاد را به شرب خمر متهم کرده بود در ادامه­ی این خط، وزیر راه ترابری را به دروغگویی، فساد مالی و فریبکاری متهم کرد. البته الفاظ تند و زننده­ی ایشان مانند «مرض داشتن» و «دروغگو بودن» مورد انتقاد شدید نمایندگان مجلس و حتی رییس مجلس قرار گرفت. نطق عجیب و غریب علي­مطهری هم جالب توجه بود. ایشان در روز اول بررسی کابینه، صراحتا احمدی­نژاد را از لحاظ فرهنگی لیبرالیست نامید. هرچند مطهری توضیح نداد که چطور در تمام کشور و حتی در تمام دنیا فقط وی کشف کرده­است که احمدی­نژاد لیبرال است ولی توانستند ثابت کند که مردم تهران نباید همه­ی کسانی را که در لیست اصولگرایان مجلس قرار دارند اصولگرا قلمداد کرده و رای دهند. چه آنکه در مجلس هفتم نیز از همین سوراخ گزیده شدیم. استدلال احمدتوکلی علیه وزیر علوم هم مبتنی بر نارضایتی دانشگاهیان از وزیر پیشنهادی بخاطر سابقه­اش در برگزاري انتخابات بود. هرچند فردای آن روز توکلی مدعی شد سخنانش تحریف شده است ولی بهرحال روشن نگه داشتن آتش تقلب  از سوی بعضی از اصولگرایان که خود را رقیب احمدی­نژاد می­دانند جای سوال دارد. خانمها هم از بی­احترامی نمایندگان مجلس بی­نصیب نماندند و فلاحت­پیشه بطور تحقیرآمیزی از خانم آجورلو خواست که فرق شرکت سهامی عام و سهامی خاص را توضیح دهد تا مجلس بفهمد ایشان چیزی نمی­داند. انتقادهای متناقض هم کم نبودند مثلا برای وزیر رفاه می­گفتند ایشان برنامه­ای از خود ندارد و طرح­هایش کپی­برداری از برنامه پنج­ساله است و در ادامه هم می­گفتند که برنامه­های وزیر، در مسیر برنامه­ی پنج ساله نیست!

قانون­گذاران بی قانون. از نکات مغفول این بود که اکثریت قریب به اتفاق مردانِ قانون، بعد از پایان وقت قانونی برای موافقت یا مخالفت به سخنرانی خود ادامه می­دادند و تذکرات رییس مجلس هم اثری نداشت. لذا این سوال پیش می­آمد که این دوستان که خودشان به قوانین خودشان بی­اعتنا هستند چطور انتظار دارند دیگران آن را رعایت کنند و یا اگر در تنظیم وقت یک سخنرانی ناتوان هستند چگونه به مجریان دولت یعنی بزرگترین دستگاه اجرایی اشکال می­کنند. در حاليکه حل این مشکل بسیار ساده بود؛ نمایندگان محترم در چندین دقیقه را به سلام و صلوات و جملات کلیشه­ای می­پرداختند و در پایانِ وقت، نکات اصلی مورد نظرشان ناگفته باقی می­ماند! لذا کافی بود تعارفات را کمتر کرده و به اصل مساله می­پرداختند. نکته دیگر در این خصوص تذکرات نامربوط است که طی دو روز اول باعث اتلاف وقت مجلس شد. هرچند در دو روز آخر لاریجانی اجازه تذکرات بی­مورد را نداد ولی نهایتا منجر به کمبود وقت مجلس شد. بی­ربط بودن تذکرات آیین­نامه­ای هم از مشكلات مردان قانون بود. مثلا تحت عنوان تذکر آیین­نامه­ای، میکروفون نماینده­ای روشن می­شد ولی وی نطقی در مخالفت یا موافقت وزیر ایراد می­کرد که ربطی به آیین­نامه مذکور نداشت و یا به علت پخش مستقیم از صدا و سیما بعضی نمایندگان از فرصت تذکر آیین­نامه­ای برای احوالپرسی با مردم حوزه انتخابی خود استفاده کردند! دیگر اینکه در مقام مخالفت با بعضی وزرا، نمایندگان مجلس گاهی از شخص احمدی­نژاد انتقاد می­کردند. گویا برخی دوستان در مجلس هنوز در دوران انتخابات ریاست جمهوری بسر می­برند. مثلا نوباوه در تمام 15دقیقه­ی مخالفت با وزیر ارشاد حتی یک جمله از ناتوانی این وزیر در این حوزه نگفت و تمام وقت خود را صرف اهمیت فرهنگ و یا نقد وزیر قبلی کرد. این انتقادات بی­مورد منجر شد تا نماینده شاهرود بگويد این جلسه استیضاح وزیران قبلی نیست جلسه رای اعتماد به وزیران جدید است!

+ نوشته شده در شنبه 14 شهریور1388 | توسط : ولی الله| |

با دقت در روند تحولات یک ماهه اخیر می توان نقش ماهیگیری به سبک اصلاح طلبی را به خوبی مشاهده نمود. هفت تیر کشان سیاسی که فقط منتظر آب گل آلود هستند تا بر موج مردم مظلوم سوار شوند و عقده های سالیان دور از قدرت خود را بگشایند.
علیرغم همه ضعف ها و نقص های مدیریت امنیتی کشور در ایام انتخابات، بالاخره با کوشش نیروهای فداکار بسیجی و امنیتی و تلاش موثر صدا و سیما با استفاده از کارشناسان و متخصصان عملیات روانی، کودتای رسانه ای  و نرم دشمن خنثی شد و با افشای ماهیت اصلاح طلبان شورشی، صف آنان را از مردمی که سلیقه ای بجز احمدی نژاد داشتند، جدا کرده تا تعداد کل یاران براندازی سبز موسوی (نه رای دهندگان به موسوی) مشخص شود.

حنای موسوی دیگر رنگی ندارد. موسوی به غلط تصور کرد که هر کس به او رای داده پس به براندازی سبزش و مقابله او با ارکان نظام یعنی ولایت فقیه و شورای نگهبان پیوسته. به نمودار زیر نگاه کنید:


این نمودار که از بخش آنالیز روندهای گوگل Trends google تهیه شده نشان می دهد که تشنگی افکار عمومی نسبت «بیانیه های موسوی» تا چه اندازه بوده است. اوج جستجوی کاربران اینترنتی برای یافتن بیانیه موسوی مربوط به 13 ژوئن (23 خرداد) یعنی یک روز پس از انتخابات است. موضع موسوی که مشخص شد افکار عمومی به موسوی و بیانیه هایش بی اعتنا شد.

یک اوج دیگر در جستجوی افکار عمومی نسبت به بیانیه های موسوی مشاهده می شود و آن 20 ژوئن (30 خرداد) است که مربوط به روز پس از خطبه های نماز جمعه رهبری است که آن هم مردم می خواستند ببینند که موسوی چه نظری درباره این خطبه ها داشت که البته موسوی تا چند روز هیچ بیانیه ای نداد و افکار عمومی از اطراف موسوی و افاضاتش پراکنده شدند و موسوی ماند و کوله باری از سیاه کاری و بیانیه های بی خواننده و اسناد مالی بی صاحب و سرمایه یک عمر فعالیت سیاسی که بر باد رفته.

موسوی اساساً سرهنگ بی هنگ شد و اکنون خس و خاشاک مورد اشاره احمدی نژاد ظاهر شد زیرا سیلاب فروکش کرده و از آن چه که در چند متر ارتفاع روی سطح آب خودنمایی می کرد چیزی باقی نماند.

پی نوشت:

۱- یکی پیدا بشه موسوی رو از خواب بیدار کنه!

۲- ممکن است موسوی فردا نمودار بالا را یک توطئه کثیف و مهندسی آمار سازی بنامد!

--------------------------

تکمیل:

دیروز که نمودار فوق تهیه شد اطلاعات مربوط به جستجوی واژه "بیانیه میرحسین" از کل شهرهای ایران بود ولی امروز نموداری که به دست می آید فقط مربوط به تهران است! و بقیه شهرها اطلاعاتشان نمودار نمی شود!

البته ناگفته نماند که با توجه به تهیه نمودار بر اساس اطلاعات لحظه ای گوگل و همینطور شینطت گوگل که بر هیچ کس پوشیده نیست، نمودار ممکن است در طول زمان تغییر کند. بنابراین این وبلاگ ان شاالله من بعد به هیچ عنوان به گوگل استناد نخواهد کرد و همین یک بار هم اشتباه شد.

+ نوشته شده در شنبه 13 تیر1388 | توسط : حمید| |

جمود و تحجر در اصلاحات

جناح موسوم به راست بعد از شكست در انتخابات دوم خرداد76 بفكر بازسازي ظاهر خود افتاده بود لذا دائم مي­گفتند اگر دكتر ولايتي كانديدا شده بود بخاطر ظاهر آراسته­تر و غيرمعمم بودن، شايد راي مي­آورد. آنها در انتخابات بعدي، مجلس را هم به رقيب واگذار كردند تا باور كنند كه مردم از آنها روگردان شده اند. تا اینكه گروه­هايي انقلابي و بدون تعصبِ حزبيِ جناح راست، از كنار اين جناح بيرون آمد كه به واقع از رويش­هاي انقلاب بود. و افرادي چون سليمي­نمين، چمران، زاكاني، شاگردان آقاي مصباح، كاشاني و غيره را به انقلاب معرفي كرد. اين جريان توانست در اوج اشتباهات استراتژيك اصلاحات بخاطر جدالهاي خسته كننده سياسي، اعتماد مردم را به خود جلب كند و بار ديگر مسير جريان قدرت را در كشور عوض كند. اين بيداري در بين اصولگرايان بعد از حدود ۶-۵ سال حاصل شد. ولي جمودي كه امروز در اصلاحات است هيچ نشاني از تغيير براي حركت به سمت اعتماد مردم ديده نمي­شود. بلكه برعكس اين روزها بدنبال تغيير راي مردم هستند و نه تغيير اشتباهات خودشان!

 ادامه اين جمود چگونه مي­شود؟

اينكه در اين انتخابات هيچ كدام از دو كانديداي اصلاحات حاضر نشد رسما و صراحتا زير كد جبهه مشاركت و يا كارگزاران برود(+) نشان از اين دارد كه اين گروه­ها از نگاه عقلاي قوم خود نيز مطرود شده­اند. اضافه بفرماييد كه اين تندروهاي اصلاحات نتوانستند كانديداي دلخواه خود را معرفي كنند بلكه مجبور شدند از كانديدايي كه به افكارشان نزديكتر است حمايت كنند. (قحط الرجال) در خوشبينانه­ترين حالت، شايد گروهي ميانه­رو و منطقي­تر طي سالهاي آتي از دل اين جريان خارج شود كه بتواند اين عَلم را سرپا نگه دارد ولي امروز هيچ نشاني براي آن ديده نمي­شود. بلكه نشانه هاي خروج از زير چتر شجره طيبه جمهوري اسلامي به چشم مي خورد.

 چرا ميرحسين موسوي راي نياورد؟

1-  گاهي در ريخت­شناسي آراي انتخابات، تحليل­هايي مي­بينم كه خيلي دور از پيچيدگي­هاي يك جامعه انساني است. واقعيت اين است كه نه مردم ايران همگي آرمان­گراي انقلابي و شاگرد عرفاني امام خميني هستند و نه همگي بنده شكم و ماديات هستند بلكه مردم تابعي از اين دو و دقيق­تر اينكه  تابعي از علما و امراي امروز خود مي­باشند.

در اين ميان هركدام از نامزدها كه به سمتي اصرار غيرمعقول داشته باشند از چشم توده مردم مي­افتند هرچند بهرحال به مذاق قشرهاي خاصي مطلوب باشند. بعبارت ديگر زير سوال بردن آرمانهاي انقلاب توسط ميرحسين و تاكيد حاميان او به شيوه­هاي تبليغي غربي باعث عدم اقبال توده مردم به او شد. غير از شواهد سابق مي­توانيد به تجمع 25خرداد ميدان آزادي حاميان او نگاهي كنيد؛ يقينا مي­توانيد ۷۰درصد آنها را يك قشر از جامعه با طرز فكر و گاهی پوشش يكسان جاي دهيد. يعني موسوي نتوانست با توده حداكثري مردم ارتباط برقرار كند. اينكه ميرحسين موسوي بجاي توضيح برنامه­هاي خود از آنها مي­خواهد كه كتاب حجيم برنامه­هايش را از اينترنت دانلود كنند نشان مي­دهد كه سطح تماس او چه كساني هستند.

2-  شايد از نظر قشري كه قبل از مناظرات، تصميم خود را براي حمايت از موسوي گرفته بودند ايشان در مناظره بسيار با وقار و ادب برخورد كرد و برنده شد ولي از نظر عامه مردم، موسوي در مناظره مقابل احمدي نژاد بخاطر انفعال، ضعف استدلال و عدم قدرت بيان، شكست خورده بود لذا بعد از مناظره كمتر كسي به حاميان جديد او اضافه شد.

3-  نكته ديگر اينكه عليرغم تاكيد بيش از حد موسوي، از نظر عامه مردم قابل قبول نبود كه احمدي­نژاد در سياست خارجه شكست خورده است. بلكه نشانه­هاي موفقيت احمدي­نژاد در سياست خارجه پر واضح ديده مي­شد.

4-  يكي از دلايل مهم شكست ايشان را هم مي­توان حمايت خاندان هاشمي از وي محسوب كرد. وي با اعلام اينكه به حمايت اقاي هاشمي افتخار مي­كند واقعا ثابت كرد ايشان ۲۰سال، نه فقط از سياست بلكه از مردم دور بوده و غرق گالري نقاشي خودش بوده است.

اين تحليل كاملي براي آراي موسوي نيست بلكه او اشتباهات ديگري هم داشت كه بنظر من چندان به چشم مردم نمي­آيد. ناشناس بودن براي جوانان يا بسته بودن فضاي سياسي زمان نخست وزيري وي و يا از اين قبيل هم در شكست او موثر نبوده است.

 چرا احمدي­نژاد اعتماد مردم را جلب كرد؟

دلايل زيادي براي راي بالاي احمدي­نژاد مطرح است ولي اينكه واقعا كدام موثرتر بوده و يا كداميك چشم مردم را بيشتر خيره كرد، واقعا كار پيچيده­اي است كه نبايد هر كس با شعار دلخواه خودش آن را توجيه كند. فراموش نكنيم كه ما با يك جامعه انسانيِ پيچيده و ملتي " شيعي ايراني" سر و كار داريم.

آنچه كه همه به آن اذعان دارند، در روستاها، رسيدگي به محرومان و فراموش شدگان 20سال اخير علت عمده است و در بين شهرنشينان نيز شعار مبارزه با مفاسد اقتصادي و تصريح به نام مفسدان اقتصادي بود. بعبارت ديگر اغلب مردم روحيه عدالت­خواهي و دست پاك او را برگزيدند.

بنظر من در جنگ نمودارها، توده مردم خيلي به موفقيت احمدي­نژاد توجه نمي­كردند بلكه تنها دنبال اين حس بودند كه دولت كوتاهي نكرده­است تا نتيجتا بتوانند به حرف دلشان كه همان صداقت و سادگي بود راي بدهند. تحليل دقيق­تر آراي احمدي­نژاد احتياج به يك بررسي علمي جدي دارد كه از سطح دانش بنده خارج است.

 چرا ركورد مشاركت در انتخابات شكسته شد؟

با طولاني شدن مدت تبليغات، فضاي جامعه به سمت تضاد حداكثري پيش رفت و اين فضاي تضاد حداكثري موجب شد حاميان هر كدام از كانديداها تمام تلاش خود را براي به ميدان آوردن دوستان، آشنايان و بستگان خود انجام دهند تا آنجا كه همه شما حتما تعداد زيادي را مي­شناسيد كه براي اولين بار در انتخاب شركت كردند و به احمدي­نژاد يا موسوي راي دادند و نتيجه آن شكوه 40ميليوني ايران عزيز شد.

 كروبي و رضايي هم كمي راست مي­گويند!

البته اين فضا باعث شد حاميان دو تفكر از ترس اينكه مبادا طرف مقابل راي بياورد گاهي از اولويت اول خود عبور كردند و به گزينه­اي كه احتمال انتخاب شدن داشت راي دادند البته من نمي­توانم تعداد آنها را تقريب بزنم ولي بهرحال عده­ي كمي اينگونه راي دادند لذا رضايي و كروبي كمي حق دارند بگويند كه هوادارن ما بيشتر بودند.

 ميرحسين حيف بود!

نكته آخر، اغتشاشات بعد از انتخابات است. ميرحسين كه قبل از انتخابات فردي انقلابي و متين نشان مي­داد در جريان انتخابات روز به روز اين صفات خود را بيشتر زير سوال برد تا اينكه امروز با حمايت امريكا و اسراييل به اغتشاشات شهري دامن مي­زند. وي در حالي كه مستندي براي اثبات تخلف 11 ميليوني ندارد(+) به سمتي پيش مي­رود كه ضمن تلخ كردن شيريني راي 40ميليوني و عزت ايرانی، آب به آسياب اسراييل و امريكا مي­ريزد. بهترين تحليل چرايي واكنش موسوي به نتيجه انتخابات را مي­توانيد (اينجا) از قول يكي از حاميان توكلي بعد از شكست توكلي در انتخابات بخوانيد كه چگونه سمپاتها باعث كاناليزه شدن نامزد انتخاباتي و عواقب آن مي­شوند.

نکته آخر اینکه سالهاست هنگام انتخابات، شهرستانی­ها جمله­ای را نقل می­کنند: "رییس­جمهور را تهرانی­ها انتخاب می­کنند." ظاهرا پایتخت­نشین­ها تحمل این را ندارند که یکبار هم رای شهرستانی­ها حاکم شود.

+ نوشته شده در سه شنبه 26 خرداد1388 | توسط : ولی الله| |

پرتقال اسراییلی در بازار تهرانیکی از ویژگی­های انسان، نگاه تجاری (هزینه-سود) به همه چیز است. گویا این حس در لایه­های عمیق شخصیت بشر نهفته است. وقتی تشنه می­شویم، بی­درنگ سراغ آب نمی­رویم بلکه آن قدر صبر می­کنیم تا تشنگی به اندازه­ای فشار بیاورد که ارزش حرکت کردن از جا را داشته باشد. خدا نیز به این ویژگی فطری بشر احترام نهاده است آن­جا که در قرآن کریم، انتزاعی­ترین مفاهیم مثل قیامت و هدایت و رسالت را با منطق تجاری به بشر یادآور شده است.

یا ایها الذین آمنوا هل ادلکم علی تجارة تنجیکم من عذاب الیم - تومنون بالله ورسوله وتجاهدون فی سبیل الله باموالکم وانفسکم ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون.

سوره صف آیه 10 و 11

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! آيا شما را به تجارتى راهنمائى كنم كه شما را از عذاب دردناك رهايى مى‏بخشد؟! به خدا و رسولش ايمان بياوريد و با اموال و جانهايتان در راه خدا جهاد كنيد; اين براى شما (از هر چيز) بهتر است اگر بدانيد!

ترجمه مکارم شیرازی

ملت ایران در تاریخ خود و مخصوصاً در دوران معاصر طی مبارزات و عرصه­های گوناگون، اثبات کرده است که برای خود دارای یک هویت است و این هویت را به هر قیمتی حفظ خواهد کرد. هویت ایرانیان مجموعه­ای از ارزش­ها است که مهم­ترین شاخصه­ی آن اسلام ناب است. مردم ایران اثبات کرده­اند که مکتب اسلام را با هیچ چیز حتی رفاه مادی عوض نمی­کنند. به عبارت بهتر احزاب، گروه­های سیاسی و افرادی که در کشور ما به دنبال پیاده کردن مدل­های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی غیربومی (که امروزه نوع غربی آن رایج است) هستند، از نظر تاریخی آب در هاون می­کوبند. مردم ایران بارها و بارها اثبات کرده­اند که به دنبال حق گم­شده­ی خود در دنیا می­گردند. آنان شایستگی بیش از این را داشته­اند و ریشه­ی همه­ی بدبختی­های 200 ساله­ی اخیر را در سستی و بیگانه­پرستی سران و حاکمان شناخته­اند و الا «هزینه­ی سنگین انقلاب اسلامی و دفاع مقدس» را نمی­پرداختند. مردم ایران کاملاً دریافته­اند که هر ارمغانی هزینه­ای دارد و همان گونه که آزادی و استقلال را با هزینه­ی سنگینی به دست آوردند بعید است که آن را به این آسانی رها نمایند؛ زیرا از نگاه تجاری «هزینه-سود» منطقی به نظر نمی­رسد.

ملت ایران دست کم 100 سال برای رسیدن به موقعیت فعلی تلاش کرده و هزینه داده است و امروز در گردنه­های نهایی هدف قرار دارد. به نظر نمی­رسد که رهاکردن مسیری با آن همه هزینه آن هم در یک قدمی هدف منطقی باشد. افسانه­های اساطیری ایرانی و سرگذشت­های واقعی تاریخ ایران و اسلام به ملت این درس را داده است که باید تا آخر خط کار را دنبال کند. مالک اشتر به امیرالمومنین (ع) پیام فرستاد که اکنون من با مشت به ستون خیمه معاویه می­کوبم، اندکی فرصت بده تا کار را تمام کنم اما امام (ع) فرموده بود که اگر مرا زنده می­خواهی معاویه را رها کن و برگرد.

عدم پرداخت هزینه توسط مسلمانان و یاران امیرالمومنین (ع) در جنگ صفین باعث شکست و خواری در جنگ و سوار شدن معاویه بر گُرده کوفیان و شهادت امام علی (ع) به دست همان خوارج و انحراف مسیر تاریخ شد و اگر این هزینه­ی کوچک (حمایت چندساعتی از امام علی (ع) و مالک اشتر) پرداخت شده بود، سرنوشت امت اسلام و تاریخ چنین نبود.

امروز کسان زیادی، ملت را دوره کرده و شمشیر ترس و وحشت از گرسنگی و تحریم و ... را بالای سر مردم گرفته­اند و از مردم می­خواهند که آرمان­های اصیل انقلاب و ادعای حکومت جهانی و نابودی دشمنان را رها کرده و آن همه خون و مصیبت و مقاومت را فراموش کند. آنان از ملت می­خواهند که تا همین حد بسنده کرده و به استقبال "تغییر" برود. یکی از کاندیداها پیشاپیش برای اجرای شعار اوباما (تغییر) و حتی قبل از او اعلام آمادگی کرد. کاندیدای دیگر مستقیماً شعار اوباما ( (Changeرا برای خود انتخاب کرد! گویا رفتن در آغوش دشمن دیرینه­ی ملت ایران برای آنان مسابقه شده است. آیا ملت اجازه تکرار تاریخ صفین را می­دهد؟

ملت ما بر اساس آموزه­های خمینی کبیر در انتخابات 22 خرداد حتماً کاندیداها را فارغ از ادعاهای رنگارنگشان خواهد سنجید و مناسب­ترین گزینه را که بیشترین مطابقت با آرمان­های اسلامی و انقلابی خود دارد، انتخاب خواهد کرد و انشاءالله مراحل آخر پیروزی را نیز طی خواهد کرد زیرا ایرانیان تاجران خوبی هستند.

پی نوشت: عکس فوق مربوط به پرتقال های اسراییلی در بازار تهران است و هیچ ربطی به قرآن های سر نیزه ندارد!

+ نوشته شده در دوشنبه 4 خرداد1388 | توسط : حمید| |

چندي پيش وزير خارجه عربستان در انتقادي دوستانه از جمهوري اسلامي ايران، گفته بود؛ روابط ايران با دوستان عرب بايد از طرق رسمي باشد. منظورش اين بود كه نبايد ايران به احزاب عرب هيچ كمكي كند. البته نگراني ايشان در خصوص حفظ حرمت دولتهاي رسمي و به رسميت شناختن آنها نبود چرا كه آنها حتي كمك ايران به دولت رسمي و قانوني برخاسته از راي مردم در فلسطين را هم برنتافتند و بشدت آن را محكوم كرده و دخالت در امور داخلي ديگر كشورها ناميدند!

امروز همه اخبار رسمي و غير رسمي حاكي از آن است كه عربستان با تمام قوا، پول و رسانه براي انتخابات 17 خرداد پارلمان لبنان تلاش می­كند تا حزب­الله و دوستانش راي نياورند. اين پروژه كه من اسم پروژه­ي "نه حزب الله" بر روي آن مي­گذارم با حمايت­هاي رسانه­اي امريكايي­ها و ديگر اعراب همراه است. ظاهرا در اين ميان ما ايراني­ها بايد سكوت كنيم و نبايد دخالتِ عربستان در انتخابات لبنان را محكوم كنيم تا نكند بار ديگر متهم به دخالت در امور ديگر كشورها شويم!

مطمئنا اقدامات مصر عليه حزب­الله و سيدحسن در روزهاي اخير هم براي بدنام كردن ايشان در جهت همين پروژه است. دولت­هاي مرتجع منطقه كه طي چندسال اخير حيثيت خود را در مقابل مردم خود از دست داده­اند، مي­دانند كه اگر قدرت سياسي از دست 14مارسي­هاي لبنان (همان دوم­خردادي­هاي خودمان) خارج شود ديگر در مجامع عربي، عراق و سوريه در حمايت ايران تنها نيستند و اين منجر به آغاز فشارهاي داخلي براي تغيير مواضع آنها در عبوديت غرب مي­شود.

جالب اينجاست كه اين دخالت­هاي غيرقانوني، كاملا بي­مبالات و بدون حفظ ظاهر ديپلماتيك انجام مي­شود چونكه از نظر اعرابِ امريكايي، اين انتخابات موضوعي حياتي است و لبنان مانند فلسطين نيست كه اگر دولتِ روي­كار آمده مطلوب آنها نبود با عصايي بر سر او بكوبند و دولت جعلي ديگري را از سوي خود منصوب كنند! بلكه اينجا بحث دولتي مستحكم و نافي امنيت اسراييل و حيات سياسي دولت­هاي عرب است.

14مارسي­ها كه اتفاقا هميشه از حمايت دوم­خردادي­هاي ما هم برخوردار بوده­اند چند سال اخير بشدت از محبوبيت­شان كاسته شده و عليرغم حمايتهاي همه جانبه كشورهاي عربي و غربي و رسانه­ها عرب و غرب، امسال بايد با قدرت خداحافظي كنند چرا كه طي سالهاي اخير وقايع براي مردم لبنان واضح و آشكار شده است و تباني همه­جانبه دشمنان تاثيري در نگرش مردم ندارد. دقيقا شبيه آنچه در ايران در حال خود را مقابل مردم قرار ندهيد.وقوع است.

بعبارت ديگر اگر گروه­هاي سياسي در ايران توانستند با اتحاد خود عليه احمدي­نژاد او را به زمين بزنند غربي­ها و اعراب هم مي­توانند حزب­الله را از بقدرت رسيدن محروم كنند.

--------------------------------------

صحیفه نور ج 7 ص 56:

آقایان توجه کنید به گفته های خودتان، توجه کنید به نوشته های خودتان، توجه کنید که شما را اسلام از قید و بند آزاد کرد، توجه کنید که شما را اسلام از خارج بلاد به داخل کشاند، توجه کنید که اسلام شما از زاویه ها بیرون کشید، از کنج خانه ها بیرون کشید، توجه کنید که اسلام قلم شمارا آزاد کرد، توجه کنید که اسلام بیان شما را آزاد کرد، اسلام آزاد کرد، حالا بر ضد اسلام! مسلمین می توانند تحمل کنند که اسلام و خون مسلمین شما را آزاد کرد و حالا بر ضد اسلام قیام می کنید چیز می نویسید این کفران نعمت است. خداوند این نعمت را به شما داد شکرانه این نعمت این است که تبعیت کنید از اسلام، توبه کنید از حرف هائی که می زنید، توبه کنید از نوشته هائی که می نویسید، گرایش کنید به اسلام، گرایش کنید به طبقات پائینی که شما پائین می دانید و از شما بالاترند. اینها چهره نورانی اسلام و مسلمین اند، اینها چهره هائی هستند که رسول خدا آنها را می پذیرند، اینها چهره هائی هستند که محبوب خدا هستند. شما هم وارد اینها بشوید، چهره خودتان را با اینها منطبق کنید، آرای خودتان را با اینها منطبق کنید.  من به شما اخطار می کنم که به اسلام وفادار باشید هی دم از غرب چقدر می زنید، چقدر میان تهی شدید! باید احکام اسلام را با احکام غرب بسنجیم! چه غلطی است.
شکر نعمت این است که به اسلام وفادار باشید. من به شما اخطار می کنم که به اسلام وفادار باشید. من شما را نصیحت می کنم، من در همین مدرسه شاه را نصیحت کردم و نشنید، شما که چیزی نیستید. عصر عاشورا من گفتم کاری نکن که ملت تو را بیرون کند، نشنید و کاری کرد که ملت بیرونش کرد.  برادرهای من، از هر قشری که هستید وقت نگذشته است وقت توبه باقی است، بیائید با این ملت برادروار در این راه، راهپیمائی کنید. یکی از شما توی این جمعیت نیست. یک دانه از شما توی این جمعیت نیست. بیائید با این مردم هم رای باشید، همصدا باشید. بیائید اسلام که همه شما را نجات داد، به شکرانه نعمت از اسلام وفاداری کنید. 

صحیفه نور ج 7 ص 56 سخنرانی مورخ 15/3/58

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388 | توسط : ولی الله| |

روزي مرحومِ مادربزرگم مي­گفت: "يك روز سربازان رضاشاه كه به روستايمان (اطراف شاهرود) آمده بودند، بسويم دويدند كه چارقدم را از سرم بكشند و من هم از ترس فرار كردم... بعد از اين همه سال، الان كه دارم براي تو تعريف مي كنم دست و پايم از ترس مي لرزد!"

عكسي از آتاتورك و همسرش بعد از كشف حجاب در تركيه ديدم كه موجب تعجبم شد.
عكس يادگاري آتاتورك و همسرش بعد از كشف حجاب

عكسهاي يادگاري آتاتورك و همسرش بعد از كشف حجاب

اينطور كه در عكس ديده مي­شد  همسر آتاتورك حجاب بدي نداشت فقط لباس محلي و چادرهاي مرسوم را نپوشيده بود! بعد از جستجوي بيشتر فهميدم كه همسر آتاتورك اصلا كشف حجاب(بمعناي ايراني آن) نكرده­بود!

چرا بعضي ايراني­ها در هر كاري فقط به حداكثري مي­انديشند.

  ***

در انتقاد از بعضي مسئولين، ما جانب انصاف را رعايت نمي­كنيم و يكسره بدي­ها را مطلق ديده و باعث ايجاد نفرت مي­شويم.

طي 4سال اخير آنچه من در مورد رحيم مشايي ديدم فقط انواع انتقاد و گاهي هم ناسزا بود. اين سوال كه چرا يك چنين شمر ذي­الجوشني در كنار احمدي­نژاد عليه السلام است، باعث شد مطلبي در مورد ايشان بنويسم كه بعلت طولاني شدن در يك مطب جداگانه آن را خواهم آورد.

+ نوشته شده در سه شنبه 8 اردیبهشت1388 | توسط : ولی الله| |

هر وقت به دوستم مي­گفتم يادم بنداز فلان كار را انجام بدم، بهم مي­گفت: يادم بنداز كه يادت بندازم! حالا اين­كه چه كسي بايد يادآوري كند، درست مثل بعضي سياستمداران كشور ماست؛ ضعفِ روشنفكران كشورِ ما به حدي است كه امام خميني از مردم عادي مي­خواست كه روشنفكرانِ جامعه را بيدار كنند! چون مردم متدينِ كشور ما هميشه از سياستمداران و نخبگان جلوتر بوده­اند.

وقتي خبر تباني دسته­جمعي سياستمداران را عليه احمدي­نژاد شنيدم(+) حس كردم اين­بار هم اين مردم هستند كه بايد مسئولين را بيدار كنند؛

صحيفه نور ج 13 ص83: دست از اختلافات و هواهاي نفساني برداريد... بر روشنفكران غرب­زده و شرق­زده بتازيد و هويت خويش را دريابيد كه روشنفكران اجير شده بلايي بر سر ملت و مملكتشان آورده­اند كه... امروز زماني است كه ملت­ها چراغِ راهِ روشنفكرانشان شوند و آنان را از خود باختگي و زبوني در مقابل شرق و غرب نجات دهند كه امروز روز حركت ملت­هاست و آنان هادي هدايت كنندگان تاكنونند...

 همانطوري كه مكرر من عرض كرده­ام و سايرين هم گفته­اند انتخابات در انحصار هيچ­كس نيست، نه در انحصار روحانيين است، نه در انحصار احزاب است، نه در انحصار گروه­هاست انتخابات مال همه مردم است. مردم سرنوشت خودشان دست خودشان است و انتخابات براي  تحصيل سرنوشت شما ملت است. صحيفه نور ج18 ص245

قضيه حزبي بودن نيست..از اين حزب­ها بودند كه همه شكست خوردند و تا اينجا كه ما آمديم با روحيه پاك و ضمير صاف، مردم با توجه به اسلام، توجه به ديانت تا اينجا آمدند و پيش بردند. صحيفه نور ج6 ص150

 22خرداد روز بيداريِ سياست­بازان از توهمات است. انشاءالله

+ نوشته شده در دوشنبه 31 فروردین1388 | توسط : ولی الله| |

روشِ هميشگي امام خمينيره، عدم انتقادِ علني از مسئولين جمهوري اسلامي بوده است. ايشان چون حفظ وحدت را در آن شرايطِ حساس، بالاترين تكليف براي همه مي­دانستند، در بين عموم هميشه از مسئولين تمجيد مي­كردند ولي انتقادهاي لازم را به صورت خصوصي مطرح مي­كردند.

حال ببينيد جنابِ عزيز دردانه، چه موقعيت نشناسي كردند كه امام مجبور شد در نامه اي رسمي بشدت از ايشان انتقاد كرده و انتقادات بيشتر را به جلسه خصوصي موكول كنند!

نامه امام خمینی در پی استعفای میرحسین موسوی  تاريخ : 17/6/67

بسم الله الرحمن الرحيم

جناب آقاى موسوى نخست وزير محترم

نـامـه اسـتـعـفـاى شـمـا بـاعـث تـعـجـب شـد، حـق اين بود كه اگر تصميم بدين كار داشتيد لااقـل مـن و يـا مسوولين رده بالاى نظام را در جريان مى­گذاشتيد. در زمانى كه مردم حزب الله براى يارى اسلام، فرزندان خود را به قربانگاه مى­برند، چه وقت گله و استعفا است !

شما در سنگر نخست­وزيرى در چارچوب اسلام و قانون اساسى به خدمت خود ادامه دهيد، در صـورتـى كـه نـسـبـت بـه بـعـضـى از وزرا بـه تـوافـق نـمـى­رسـيـد، چـون گـذشـتـه عـمـل مـى­شـود. ايـن حـق قـانـونـى مـجـلس اسـت كـه بـه هـر وزيـرى كـه مايل بود راى دهد.

تـعـزيـرات از ايـن پـس در اختيار مجمع تشخيص مصلحت است كه اگر صلاح بداند به هر مـيـزان كـه مـايـل بـاشد در اختيار دولت قرار خواهد داد. همه بايد به خدا پناه بريم و در مواقع عصبانيت دست به كارهايى نزنيم كه دشمنان اسلام از آن سوء استفاده كنند.

مـردم مـا از ايـن گـونـه مـسـايـل در طول انقلاب زياد ديده اند، اين حركات هيچ تاثيرى در خـطوط اصيل و اساسى انقلاب اسلامى ايران نخواهد داشت. از آن­ جا كه من به شما علاقه­مندم انشاءالله عندالملاقات مسايلى است كه گوشزد مى نمايم .

والسلام

روح الله الموسوى الخمينى

صحیفه نور جلد۲۱ ص۱۱


پي­نوشت: دوستم مي­گفت خاتمي كه امام از او تعريف كرده بود اين شد، حالا اين بنده خدا كه امام ازش انتقاد كرده چه خواهد شد. الله اعلم!

+ نوشته شده در چهارشنبه 19 فروردین1388 | توسط : ولی الله| |

هر وقت من به صحيفه امام خميني رجوع مي­كنم از آينده­نگري و اعجاز قولي خميني­كبير در حيرت مي­مانم. وصيت امام خميني حدودا در اول دهه 60 نوشته شده و از آنجا كه اين كتاب نظام سياسي و جهان بيني اين نظام را مشخص مي­ كند و بايد سالها شناسنامه جمهوري اسلامي باشد لذا اغلبِ مطالب كلي است. ولي امام در سال آخر عمر خود بعد از آخرين تحول اصلي كشور (صلح) نكاتي را به مسئولين و دولت گوشزد كردند كه بسيار جاي تامل دارد؛

جلد 21 صحيف نور: ... اما نكاتى كه در سازندگى توجه به آن ضرورى است؛

1- خانواده هاى معظم شهدا و ... ، من ميل ندارم كه اين قدرشناسى فقط در حد تعريف و تمجيد ظاهرى خلاصه شـود...

2- تقويت بنيه دفاعى و نظامى كـشـور و تـوسـعـه و گـسترش صنايع تسليحاتى...

3- تـوجـه بـه بـازسـازى مراكز صنعتى نبايد كوچكترين خللى بر ضرورت رسيدن بـه امر خودكفايى كشاورزى وارد آورد، بلكه اولويت و تقدم اين امر بايد محفوظ بماند و مسوولين بيشتر از گذشته خود را مكلف به اجراى آن سازند و در امر احياى اراضى و مهار آب هـا و ايـجـاد سـدهـا و تـشـويق كشاورزان و دامداران و استفاده  هر چه بيشتر از نعمتهاى بيكران الهى در طبيعت تلاش نمايند كه مطمئنا خودكفايى در كشاورزى مقدمه اى است براى استقلال و خودكفايى در زمينه هاى ديگر.

4- مـهـمـتـريـن عـامـل در كـسـب خـودكـفايى و بازسازى توسعه مراكز علمى و تحقيقات و تـمـركـز و هـدايـت امـكـانات و تشويق كامل و همه جانبه مخترعين و مكتشفين و نيروهاى متعهد و مـتخصصى است كه شهامت مبارزه با جهل را دارند و از لاك نگرش انحصارى علم به غرب و شـرق درآمـده و نـشان داده اند كه مى توانند كشور را روى پاى خود نگه دارند. انشاءالله اين استعدادها در پيچ و خم كوچه هاى اداره ها خسته و ناتوان نشوند.

5- برنامه ريزى در جهت رفاه متناسب با وضع عامه مردم توام با حفظ شعاير و ارزش هـاى كـامـل اسـلامـى و پـرهيز از تنگ نظرى ها و افراط گرايى ها و نيز مبارزه با فرهنگ مـصـرفـى كـه بـزرگـترين آفت يك جامعه انقلابى است و تشويق به توليدات داخلى و برنامه ريزى در جهت توسعه صادرات و گسترش مبادى صدور كالا و خروج از تكيه به صـادرات نـفـت و نيز آزادى واردات و صادرات و به طور كلى تجارت بر اساس قانون و با نظارت دولت در نوع و قيمت .

6- رعايت اصول ايمنى و حفاظتى مراكز و صنايع و ايجاد پناهگاه هاى جمعى براى مردم و كارگران كه اين اختصاص به زمان جنگ ندارد بلكه طريقه احتياط در هر شرايط است .

7- اسـتـفـاده از نـيـروهـاى عظيم مردمى در بازسازى و سازندگى و بها دادن به مؤمنين انقلاب
خصوصا جبهه رفته ها و توسعه حضور مردم در كشاورزى و صنعت و تجارت و بازسازى شـهـرهـاى تـخـريـب شـده و شـكـسـتـن طـلسـم انـحـصـار در تـجـارت داخل و خارج به افراد خاص متمكن و مرفه و بسط آن به توده هاى مردم و جامعه .

8-  حـفـظ و نـگهدارى تركيب يك يا چند شهر خراب شده در جنگ به منظور ترسيم علنى تـجـاوز دشـمنان عليه انقلاب و كشورمان و نشان دادن قدرت دفاع و مقاومت قهرمانانه ملت كـه آيـنـدگـان فـقـط بـه اسـنـاد و نـوشـتـه هـا بـسـنـده نكنند. البته اين كار با رضايت كامل صاحبان املاك و با ايجاد شهرهاى مجاور بايد انجام شود...     روح الله الموسوى الخمينى   12/7/67.

حالا خدا وكيلي كداميك از دولتها از سال67 تا كنون اين موارد را در اولويت خود قرار داده بودند؟

هاشمي، اولويتِ كشاورزي را فراموش كرد كه هيچ خانواده شهدا و همه چيز از يادش رفت؟

در مورد بند چهارم هم از هركدام از نخبگان و دانشمندان ايراني بپرسيد، خواهد گفت 3 سال اخير بهترين دوران آنها بوده است. از اختراعات اكتشافات گرفته تا ايجاد بنياد نخبگان و فعاليتهاي آن.

تحليل بقيه هم با خودتان.

+ نوشته شده در دوشنبه 17 فروردین1388 | توسط : ولی الله| |

آخرين نوشته هاي وبلاگ

دستان خالی خوارج انقلاب اسلامی
چرا عمو سبزی فروش، کاریکاتور شد؟
طرح آشتی ملی
حفاظت از شخصيتها
بيانيه شماره 13 موسوي - روز قدس
دولت اصلاحات در 10دقيقه
سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
آيت الله يوسف صانعي
تطبيق تاریخ خوارج و اغتشاشات اخير
كامل­ترين ليست كشته­شدگان افشا شد.
رای اعتماد به مجلس؟
اعترافات- خدمات صفایی فراهانی
سابقه اعترافات(مروری بر اعترافات علی افشاری)
امپراطوریِ رسانه در افغانستان هیچ­کاره است.
وزير زن در حكومت امام خميني

نوشته هاي برگزيده

یک نامه به یاسمن
سریال لاست LOST
ايستاده بمير
وبلاگ چنگيزخان مغول
سوهان حاج حسين
نزدیکی با امریکا!
کساني که احمدي نژاد را بقدرت رساندند
ما انقلابی عمل نکردیم
هر بسيجي يک وبلاگ
دكتر مصدق
آزمون ورودي نهضت آزادي!
برنده نهایی خاورمیانه کیست؟
وقتي نهضت آزادي حزب اللهي بود
مقایسه انقلاب ایران، روسیه و فرانسه
هلوکاست
جمعیت شناسی شیعه