تبليغاتX
نسل خمینی



















نسل خمینی
و اکنون قرن خمینی ...

  بعد از اینکه دوستم "محمود" در مورد ارتباط با انگلیس مطلبی نوشت فکر کردم که بد نیست فقط جهت یاد آوری بعضی موضع گیری های معمار انقلاب خمینی کبیر را در مورد انگلیس مرور کنیم؛

انگليس دشمن سابقه دار اسلام

روحانيت بايد زجر ببيند‚ هتك شود‚ اين لباس در خور سوختن است‚در بيست و چند سال قبل به دست عمال انگليس دشمن سابقه دار اسلام و شرق‚ چه اهانت ها وزجرها و شكنجه ها كه ديدند‚ جوان ها از سالخورده ها بپرسند‚* صحيفه نور جلد 1 ص42

همه از هم بدتر

امريكا از انگليس بدتر‚ انگليس از آمريكا بدتر‚ شوروي از هر دو بدتر‚ همه از هم بدتر‚ همه از هم پليدتر. * صحيفه نورج1 ص105  

 

انگليسي هاي جنايتكار

رضاخان را از اول انگليسي هاي جنايتكار‚ انگليسي هاي غير صالح كه اسلحه در دستشان بود‚ رضاخان را اسلحه دار كردند و اين آدم ناشايسته بي اصل را بااسلحه آوردند و مسلط كردند برمردم و چه جناياتي‚ چه جناياتي دراين مدتي كه آن مرد سياه رو روي كار بود‚ نمي شود تشريح كرد‚ نمي توانيم تلخي هاي آن روزها را براي شما تشريح كنيم . * صحيفه نور ج1 ص 268

 

اينها شعر است!

خيلي هم مايل بود كه نظامي ها قتل عام بكنند‚ اصلا يك دو سه ميليون جمعيت را بكشند‚ لكن نمي شود‚ قضيه اينطور نيست. آن اربابها هم نمي توانند اين كار را بكنند. حالا خيال كنيد كه اگر اين كار نشود از آن طرف لشكر روس وارد مي شود!! از آن طرف لشكر آمريكا وارد مي شود!! و از آن طرف لشكر انگليس وارد مي شود!! اينها شعر است حالا‚ يك ملت وقتي يك چيزي را نخواهد‚ نمي شود و حالا ملت نمي خواهد. يك ملت است‚ قضيه يك حزب و - يك نمي دانم - يك جبهه و يك - عرض بكنم - جمعيت نيست‚ يك ملت است كه الان مي گويد نه* صحيفه نور ج 3 ص39

 

استثمارگران فرقی با هم ندارند.

ابرقدرت ها مردم ما را استثمار كرده اند و من فرقي ميان آنها و حتي بين آنها و انگليس هم نمي بينم. * صحيفه نور ج 2 ص50

 

مورد تنفر ملتها

دولت هاي آمريكا و انگليس آنقدر به ملت ما فشار آورده اند و اشخاص جنايتكار را تاييد كرده اند كه كم كم موجب تنفر ملت ها شده است. البته شوروي هم دست كمي از آنها ندارد. * صحيفه نور ج 4 ص99

 

پالان دوزها !

حالا كه انگليس هم آمده است‚ فرانسه هم سرش را تو سرها آورده‚ جزو خياطها شده است. آن پالان دوز را مي گفتند كه همراه خياطها مي رفت‚ گفتند تو كجا مي روي گفت: ما هم اهل بخيه هستيم. حالا اين قدرتمندهاي بزرگ كه در دنيا جمع شده اند و مردم را دارند اذيت مي كنند‚ از آن طرف فرانسه هم آمده و انگلستان هم تازه آمده و خودشان را سرشان را داخل در سرها كرده اند كه بگويند ما هم جزو بخيه زن ها هستيم. * صحيفه نور ج 18 ص168

 

مهد آزادی و از این جور مزخرفات

انگلستان الان وضعش از ما بدتر است. اين مهد آزادي و اين حرفهاي مزخرف‚ امريكا الان وضعش از ما بدتر است‚ آنجا همين كشته ها واقع مي شود و مي گويند در هر چند دقيقه اي يك نفر كشته ميشود. * صحيفه نور ج 15 ص89

 

فعلا آمريكا و انگليس و شوروي را دشمن شماره یک

و ما فعلا آمريكا و انگليس و شوروي را دشمن شماره يك مردم خود مي دانيم‚ البته آمريكا از همه بدتر است. * صحيفه نور ج 4 ص99

 

انگليس هم دست از سر ما برنمي دارد .

انگليس هم دست از سر ما برنمي دارد‚ شوروي هم دست بر نمي دارد‚ اينها همه در صدد هستند كه نقاط ضعف در ما پيدا بشود از آن نقاط ضعف ما را بكوبند. * صحيفه نور ج 5 ص258

 

شکنجه فرزندان ما بدست انگلیس

در حالي كه آمريكا و انگليس به فرزندان عزيز ما بدترين اهانت ها و شكنجه هاي روحي و جسمي را نمودند و هيچ مقام رسمي اي در مجامع بين المللي از اين دوستان عزيز ما دفاع ننمود و هيچ كس آمريكا و انگليس را در مقابل اين رفتار وحشيانه‚ محكوم نكرد. صحيفه نور ج 13 ص84

 

آنها ايران را از جهات مختلف‚ هم شوروي‚ هم آمريكا و هم انگليس‚ شرق و غرب طمع دارند. * صحيفه نور ج15 ص 36

 

نقشه برای حضور در منطقه

از طرف ديگر آسيب ديدن چند كشتي و جنجال دولت استعمارگري چون آمريكا و انگلستان و فرانسه خود نشان دهنده نقشه حضور بيشتر آنان در منطقه است كه هر چه اين هياهوها دامنه دارتر مي شود‚ انسان به پوچ بودنمرگ بر انگلیس دعوي مطمئن تر مي گردد * صحيفه نور ج 19 ص48

دستشان را قطع کردیم... حالا حفظ این حرکت مهمتر است.

دست آمريكا و شوروي و انگلستان و ساير كشورهاي ديگر را قطع كرديد‚ بيرونشان كرديد. اين يك چيز كمي نيست كه دست شما آمده است‚ اين يك چيز بزرگ است و حفظش بالاتر از خودش است. آنهائي كه از شما شكست خوردند آرام نمي نشينند. آنها در صدد اين هستند كه جبران كنند شكست خودشان را * صحيفه نور ج 18 ص202

می خواهند شما را به بند بکشند.

شماها خيال مي كنيد كه آلمان‚ انگلستان و در راس همه آمريكا صلاح شما را مي خواهد شوروي صلاح شما را مي خواهد آنها صلاح خودشان را مي خواهند‚ آنها شماها را به بند مي كشند تا از شما استفاده كنند. آن روزي كه ببينند استفاده نمي توانند بكنند‚ شما را دور مي اندازند و همراهي با شما نمي كنند. * صحيفه نور ج 16 ص234

 

شاه هم تكيه كرده بود به آمريكا و انگليس و چين و اسرائيل و همه اينها. لكن ]این [تكيه گاه ها سست است. آن تكيه گاهي غير سست و سنگين است و مستحكم است كه خدا باشد. *صحيفه نور ج 5 ص93

 

از اظهارات پوچ دولت آمريكا و انگليس و شوروي مبني بر پشتيباني از شاه براي حفظ منافع خودشان نهراسيد كه نمي هراسيد. به شهادت تاريخ هيچ قدرتي نمي تواند آتش قلب ملت مظلومي را كه براي رسيدن به آزادي و استقلال قيام كرده است‚ فرو نشاند. * صحيفه نور ج2 ص211

 

اگر آدم نشوند...

اگر چنانچه اينها آدم نشوند و شاه را كه خزائن ما را در برده است و در بانك ها مقادير بسيار زيادي كه ما حالا شايد بعضي از آن را مطلع باشيم در بانك ها سپرده است و همه مال ملت است‚ تا اين را برنگرداند و اگر اين را برنگردانند ما طوري ديگري با آنها رفتار مي كنيم‚ با انگلستان هم طوري ديگر رفتار مي كنيم. اينها خيال نكنند كه همين طور نشستيم گوش مي كنيم كه هر غلطي اينها مي خواهند بكنند. نخير‚ اينطور نيست. * صحيفه نور ج 10 ص141

+ نوشته شده در چهارشنبه 28 شهریور1386 | توسط : ولی الله| |

تا به حال شده به این موضوع فکر کنید که چرا ما باید تقریبا با همه کشورهای دنیا ارتباط داشته باشیم غیر از آمریکا؟ البته منظورم این نیست که مثل خیلی از به قول معروف گفتنی دگراندیشها سریع برویم سراغ  اینکه باید با آمریکا هم ارتباط برقرار کنیم. نه منظورم این است که باید یک بررسی صورت گیرد و در مناسبات خارجی، هر کشوری که هم کیش و هم مسلک شیطان بزرگ و در بعضی موارد شاید بدتر از آن باشد هم در لیست سیاه ما قرار گیرد و از موضع عزت و قدرت با آن کشور قطع رابطه شود.

راستش را بخواهید مدتی است که این موضوع ذهنم را به شدت مشغول کرده که چرا با این که روابط ما با انگلیس قطع شده بود مجددا این روابط از سر گرفته شد. البته خیلی دور از انتظار نیست که با طرح گفتگوی تمدنهای آقای خاتمی و گل در برابر گلوله هم‌حزبی هایشان چنین اتفاقی بیفتد. چه اینکه بعضی از دولتمردان ایشان هم، هم‌مکتبی و هم‌کلاسی دولتمردان آن دولت فخیمه بوده‌اند. اما در دولت نهم ادامه این روابط خیلی بعید به نظر می‌رسد. البته از آنجا که امروزه همه مردم در مورد همه مسائل نظر می‌دهند من هم در حوزه سیاست خارجی وارد شده‌ام. اما واقعیت این است که برای این سخن استدلالهایی هم دست و پا کرده‌ام.

استدلال اولم این است که استمرار این روابط با هیچ یک از اصول عزت، حکمت و مصلحت که از سوی مقام معظم رهبری به عنوان اصول سیاست خارجی مطرح شده سازگار نیست. آیا تجاوز بخشی از ناوگان دریایی این کشور به آبهای ساحلی ایران نشانه نادیده گرفتن عزت و اقتدار ملی ما نیست؟ آیا حمایت سرسختانه و به تازگی تشویق بی‌شرمانه سلمان رشدی مرتد و ملعون که نمکی بر زخم همه مسلمانان و مخصوصا فرزندان خمینی بود به مصلحت مسلمانان است؟ آیا همراهی انگلیس با آمریکا در اشغال عراق و به خاک و خون کشیدن هزاران مسلمان عزت است؟ آیا اصرار نماینده این کشور در سازمان ملل بر صدور قطعنامه علیه ایران در مسئله هسته‌ای به مصلحت ماست؟ آیا حکمت استمرار این روابط، ایجاد آزادیهایی برای مسلمانان انگلیس است؟ آیا از نظر اقتصادی نفعی در ارتباط ما با انگلیس وجود دارد؟ آیا اگر زمانی خودروی پیکان انگلیس پایش به ایران باز نشده بود صنعت خودروسازی این مرز و بوم حال و هوای دیگری نداشت؟ آیا حمایت بیدریغ و روزافزون از رژیم صهیونیستی مطابق با مصلحت و حکمت مسلمین است و هزاران استفهام انکاری دیگر... .

استدلال دوم این که گذشته روابط استعمارگر پیر اصلا گذشته جالبی نیست و همه خوانندگان عزیز از دوران راهنمایی و دبیرستان یادشان هست که هر زمان که کتاب تاریخ را باز می‌کرده‌اند بخش قابل توجهی از آن را جنگها، معاهده‌ها و قراردادهای ننگینی به خود اختصاص می‌داده که انگلیسی‌ها در مقابل شوروی (سابق) به ایران تحمیل می‌کرده‌اند و شاید اگر روزی دادگاه صالحی برای رسیدگی به این جنایات و ظلم‌ها تشکیل شود نیاز باشد کل سرزمین بریتانیا را فروخت تا بتوان غرامت مادی آن را جبران کرد و غرامت معنوی آن که بماند. شاید بگویید ملاک حال دولتهاست نه سوابق آنها که باید گفت بهتر که نشده هیچ، بدتر هم شده است و نمونه‌های آن در بالا آمد.

الغرض، دستگاه دیپلماسی کشور می‌تواند در میان همه کارشکنی‌هایی که از کشور دوست و برادر انگلیس مشاهده می‌شود کوچکترین آنها را دستاویز قرار داده روابط حسنه را کمرنگ، ضعیف و به تدریج قطع نماید که این هم خیلی که بخواهیم بد نگاه کنیم تازه می‌شود موشک جواب موشک. مگر آنها هر روز به بهانه اینکه فلانی در فلان زندان به جای بستنی سنتی بستنی کیم کوفت جان می‌کند ایران را متهم به نقض حقوق بشر نمی‌کنند؟ این به آن در.

+ نوشته شده در چهارشنبه 21 شهریور1386 | توسط : نویسنده مهمان| |

   سفر رییس جمهور ایران به عراق بعد از سی سال بی تردید اتفاق مهمی در منطقه بشمار می رود. در شرایطی که امنیت مهمترین نیاز عراق می باشد سفر کاملا رسمی یک شخصیت مهم خاورمیانه قدمی در جهت افزایش اعتبار دولت مالکی است. از طرفی در مقابل رییس جمهور امریکا و نخست وزیر انگلیس که بصورت سرزده (بخوانید یواشکی) به عراق رفتند در واقع این اولین سفر واقعی[!] یک رییس جمهور به این کشور ثروتمند بعد از اشغال می باشد. شاید مهمترین پیام این سفر -که امیدوارم سریعتر اتفاق بیافتد- این است که عراق مهمترین هم پیمان ایران در جهان و ایران اولین هم پیمان عراق می باشد.

   در شرایطی که امریکا با هجمه ی شدید تبلیغاتی، ناامنی های عراق را به گردن دولت عراق می اندازد و یا ایران را عامل این ناآرامی ها معرفی می کند این سفر می تواند اثبات می کند که ایران تمام تلاش خود را برای امنیت عراق بکار می بندد و در حالی که وزرای خارجه کشورهای همسایه عراق از سفر به این کشور بیم دارند رییس جمهور ایران رسما به بغداد می رود. از طرفی این حرکت ابتکاری، حمایت از دولت عراق در برابر تهاجمات امریکا می باشد.

   پیش بینی بنده این است که با سفر احمدی نژاد به عراق شاهد یک جشن خیابانی عظیم در شهرهای مختلف عراق خواهیم بود و به جهانیان ثابت می شود که این ایران است که قلب مردم عراق را تسخیر کرده است و مردم جهان مطمئنا این سفر را با سفر بوش مقایسه خواهند کرد... تا شکست امریکا در عراق با صدای بلندی اعلام شود.

   غیر از مسایل سیاسی و اجتماعی از نظر اقتصادی هم این روزها بازرگانان و تولید کنندگان ایرانی در حال تسخیر بازار بکر عراق هستند. ضمن این که سرمایه گذاران ایرانی در حال سرمایه گذاری در این کشور می باشند. مخصوصا در منطقه کردستان عراق، بسیاری از سرمایه گذاران کرد ایرانی در حال سرمایه گذاری های مختلفی می باشند از ایجاد کارخانه های جدید تا ایجاد شعبه های 200 کیلومتر تا تل آویوتولیدات مواد غذایی مختلف... و این سفر می تواند باعث تسهیل در امر صادرات به این کشور شود.

   همه اینها می تواند الگویی برای روابط ایران با کشورهای عربی منطقه باشد و بار دیگر به مردم منطقه ثابت کند که ایران بدنبال صلح و ثبات در منطقه است و این حاکمان مرتجع هستند که در این مسیر سنگ اندازی می کنند.

   کاش خمینی(ره) بود و می دید که فرزندانش در دو قدمی تسخیر خاورمیانه اند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کلام نورانی امام خمینی:

    صحيفه نور جلد 1 صفحه  88

    اختلافاتي كه در عراق در ايران‚ در ساير ممالك اسلامي ايجاد مي كنند‚ بايد سران دول اسلامي توجه داشته باشند به اين معنا كه اين اختلافات‚ اختلافاتي است كه هستي آنها را به باد مي دهد. بايد با عقل‚ با تدبير توجه داشته باشند به اين معنا كه به اسم مذهب و به اسم اسلام مي خواهند اسلام را از بين ببرند. دست هاي ناپاكي كه بين شيعه و سني در اين ممالك اختلاف مي اندازند اينها نه شيعه هستند و نه سني هستند‚ اينها دست هاي ايادي استعمار هستند كه مي خواهند ممالك اسلامي را از دست آنها بگيرند‚ ذخائر را از دست آنها بگيرند‚ بازار سياه درست كنند براي ممالك به اصطلاح مترقي.

   صحيفه نور جلد 1 صفحه  121

   اينها نمي گذارند كه عراق و ايران با هم متحد بشوند‚ ايران و مصر با هم متحد بشوند‚ تركيه و ايران با هم متحد بشوند‚ همه شان با هم وحدت كلمه پيدا بكنند‚ نخواهند گذاشت ولي شما تكليف تان اين نيست‚ روسا تكليف شان اين است كه بنشينند با هم تفاهم كنند‚ حدود و ثغور خودشان را حفظ كنند‚ هر كدام حدود و ثغورشان محفوظ لكن دشمن خارجي كه به شما اين قدر ضرر وارد مي كند در مقابل او توحيد كلمه كنيد. - اگر توحيد كلمه بكنيد - يك مشت يهودي دزد در فلسطين است‚ بيش از يك ميليون از مسلمين را ده سال‚ بيشتر از ده سال است كه متفرق كرده اند.

    صحيفه نور جلد 1 صفحه  160

    ملت ايران خود را از ملت عراق جدا نمي داند و در مشكلاتي كه براي اين مملكت اسلامي پيش آمده در راس مدافعين و مجاهدين بوده است. از مجاهدات علماي ايران و در راس آنها مرحوم آيت الله سيد محمد كاظم يزدي و مرحوم آيت الله آقا ميرزا محمد تقي شيرازي قدس سرهما مدت زيادي نمي گذرد. مسلمين به حكم اسلام بايد يد واحد باشند كه بتوانند دست اجانب و مستعمرين را از دخالت در كشور خود قطع كنند. قطع نظر از جهات سياسي ايرانيان از لحاظ اقتصادي نيز به عراق ياري مي رسانند.

    صحیفه نور جلد 1 صفحه  121

   عراق بحمدالله نفت دارد‚ ايران بحمدالله نفت دارد... نفت دست مسلمين است. آنها بايد بيايند به شما تملق بگويند‚ دست شما را ببوسند‚ پاي شما را ببوسند ]درسایه اتحاد انشاءالله[ و اين ذخاير را به قيمت ارزشمند هم بخرند.

+ نوشته شده در دوشنبه 12 شهریور1386 | توسط : ولی الله| |

یریدون لیطفووا نور الله بافواههم والله متم نوره ولو کره الکافرون صف 8

نور خميني هرگز خاموش نمي شودسايت مسدود شده­ي بازتاب هم‌چنان پف مي­كند تا بتواند نور خميني را خاموش كند. بازتاب اين بار صفحات تاريخ را زير و رو كرد تا چهره­اي را بيابد كه بتواند به او اقتدا كرده و در پشتش سنگر بگيرد. بازتاب در تاريخ اعجاب­انگيز انقلاب شخصيتي چون آذري قمي را يافت تا بتواند رفتارهاي كودكانه و ساده لوحانه­ي آذري قمي با امام و رفتار كريمانه­ و مخلصانه­ي خميني كبير را دست آويزي براي مشروع جلوه دادن هتاكي­هاي خود به خميني كبير كند. (اين­جا)

بازتاب در اين راه هيچ كوتاهي نكرد و حتا بخش­هاي زشتي از سخنان آذري قمي را نقل كرد تا همه­گان بدانند كه مي­توان وارد منطقه­ي ممنوعه­ي نظام يعني حريم ولايت فقيه شد؛ هم امام و هم رهبري فعلي. اين زشت­ترين و وقيحانه­ترين اقدام بازتاب در جسارت به حريم ولايت و رهبري محسوب مي­شود.

بازتاب چرا براي مشروعيت بخشيدن به لجن­مال كردن رهبري متوسل به نامه­ها و گفته­هاي منتظري نمي­شود؟ منتظري كه هتاكانه­تر وارد حريم حضرت امام روحي فداه مي­شد. او كه خواب را از چشم امام ربود و در مقابل او كاري نبود كه نكرده باشد و رفتار كريمانه و مظلومانه­ي امام در مقابل او كه خيلي به­تر از نمونه­ي آذري قمي است. چرا شريعت­مداري و قطب­زاده و مهدي هاشمي را مثال نمي­آورد؟ شريعت­مدار كه بدترين و شنيع­ترين خيانت­هاي تاريخ علماي اسلام را به اسلام و ولايت فقيه روا داشت و آن­گاه كه رسوا شد، تا آخر عمر ننگينش در پناه كرامت امام زيست؟!

واقعا زهي بي­شرمي و بي­حيايي دنياداران دنيا طلب كه چه­گونه براي دو روز دنياي كثيف به ارزش­هايي كه خود داعيه­دارش بودند پشت مي­كنند. كساني كه خود را سرباز امام مي­دانستند امروز بندگي دنيا را با هيچ چيز عوض نمي­كنند و آن­چنان شيفته­ي قدرت شده­اند كه فراموش كرده­اند كه هم­رزمان شهيدشان چه­گونه در گم­نامي زيستند و مجاهدت كردند و در گم­نامي به شهادت رسيدند و در عوض نام اسلام و جمهوري اسلامي را زنده كردند.

كاملا واضح است كه بازتاب كمر به تقدس زدايي از حريم مقدس ولايت فقيه بسته و در اين راه از هيچ كوششي فروگذار نكرده و نمي­كند. بازتاب تلاش مي­كند تا با سنگرگيري در پشت شخصيت­هاي موهوم الهويه­ي تاريخ انقلاب، خود را از تبعات اقدام سخيف خود مصون نگه دارد اما بازتاب بايد بداند كه سخنان حقي كه حتا با اندكي چاشني باطل آلوده باشند هم­چون ديگ سمنويي است كه در آن فضله­ي موشي افتاده باشد.

فرزندان خميني كبير عطاي شيريني سمنوي سوابق بازتابيان را به لقاي نجاست حريم­شكني ولايت خواهند بخشيد و حافظه­ي آنان تا انتخابات­هاي آتي نيز هم­چون گذشته به خوبي آنان را ياري خواهد كرد.