در بين تمام خلفاي بنيعباس و بنياميه عمر بن عبدالعزيز بهترين رفتار را با اهلبيت داشت. او فدك را به ائمه برگرداند و لعن امام علي(ع) را بر منابر و غير آن ممنوع كرد. در زمان او، اماميه دوران راحتتري را طي ميكردند. ولي بعضي شيعيان معتقدند كه اگر ايشان عالم به حقوق امام بود بايد خلافت را وا ميگذاشت تا به صاحب اصلياش(امام معصوم) برسد.
يزيد بن معاويه هم فرزندي به نام معاويه داشت كه بعد از مرگ پدرش، تاج و تخت خلافتي را رها نمود و تصريح كرد كه جانشيني پيامبر، حق ما و ديگر خاندان بنياميه نيست. البته بعضي از شيعيان هم گفتهاند اگر وي واقعا چنين اعتقادي داشت بايد در دستگاه خلافت محكم تلاش ميكرد كه امام معصوم به قدرت برسد نه اينكه حكومت را رها كند و برود.
*****************
در قانون انتخابات ايالات متحده، ستادهاي انتخاباتي بايد داراي تراز مالي و منابع مالي روشن باشند و نيز هيچ شخصي نميتواند بيش از مبلغ معيني (بهپول ما حدودا 5/2 ميليون تومان) به اين حساب واريز كند. (قابل توجه جناب قاليباف!) و امروز از لحاظ تعداد نفرات حمايت كننده، باراك اوباما در صدر كانديدادها قرار دارد. و پيشي گرفتن او در افكار عمومي را هيچ رسانهاي در جامعه امريكا نتوانسته است انكار كند. بعضي افراد علت توجه مردم به اوباما را قدرت او در سخنراني و جذابيت سادگياش معرفي كردهاند. بعضي هم رنگ پوست، شعار تغييرات، سن جوان، آرمانگرايي در كنار منافع واقعي امريكا و صداقت او (مثلا در كتاب روياهاي پدرم) و يا... را از برگهاي برنده او نام بردهاند.
در امريكا افراد زيادي چنين موضعگيريهايي دارند ولي اصلا براي صهيونيستها مهم نيست. ولي چرا درمورد او چنين نگران هستند كه او را به اسراييل ميكشانند تا در مورد ادامه حمايت از اسراييل به آنها اطمينان بدهد و از او ميخواهند كه با صداي بلند اين حمايت را اعلام كند. علت عدم اطمينان به اوباما در جوامع يهودي است. در واقع صهيونيستها او را نوچه چامسكي ميدانند(دقيقا به همين لفظ) و از سوي ديگر حمايتهاي مداوم وي از رابطه با ايران و كمك گرفتن از ايران در عراق، رعايت احترام متقابل با ايران و ... به اين نگرانيها افزوده است.
اما واقعا اوباما اگر رييس جمهور شود همه چيز به نفع ما تغيير خواهد كرد؟!
من در جايگاهي نيستم كه رييسجمهور امريكا را به دين مبين اسلام و مذهب حقه شيعه دعوت كنم بلكه مطلوب اول ما تنها يك چيز است؛ در امريكا فردي منتخب واقعي مردم برگزيده شود تا بجاي حكومت بر جهان به فكر تعامل با جهان باشد و يا حداقل زمينه اين تفكر را در امريكا ايجاد كند. البته سوال جدي اين است كه آيا رييس جمهور امريكا چنين قدرتي را دارد و يا به قول استاد مولانا اين انتخابات شبيه بازي فوتبال است كه همه چشمها به يك رقابت جذاب دوخته شده كه نهايتا نتيجهاش يك تكه فلز بيخاصيت بنام "جام" است. بعبارت واضحتر اين فقط يك پست تشريفاتي است.
اين كاملا درست است كه رييس جمهور امريكا نميتواند تفكر سلطه را كه
در تار و پود اين حكومت تنيده شده است را از بين ببرد ولي اگر شما سخنان كشيش (مرشد روحاني) مك كين (نامزد جمهوريخواهان) را بشنويد كه: « ما امريكا را ايجاد كردهايم كه اسلام را نابود كنيم» مطمئنا از اينكه طرز فكرهاي ضد صهيونيست مثل چامسكي تا اين حد رشد كردهاند استقبال خواهيد كرد و اگر به قول احمدينژاد نگذارند اوباما رييس جمهور شود، (كه با توجه به تلاشهاي اخير هيلاري كلينتون براي تقلب اين احتمال هم هست.) همين پيشرفت هم جالب توجه است.
*****************
بخاطر دارم حدودا 11-10 سال پيش مقام معظم رهبري در يك سخنراني در مورد فروپاشي نظام سلطه امريكا اينطور پيشبيني كردند كه « همه چيز از آنجا آغاز خواهد شد كه مردم امريكا ميريزند و حكومت را از دست صهيونيستهاي حاكم بر امريكا خارج ميكنند...»

موسویان برای درمان عارضه قلبی به لندن اعزام شد! (چندروز دیگر)

در میان سخنان حضرت آقا در جمع دانشجویان یزد جملهای مثل برق عبور کرد و بعید میدانم خیلیها متوجه شده باشند. البته این جمله در هیچ یک از نقل قولها تا حالا ذکر نشده است و باید منتظر باشیم تا مشروح سخنرانی منتشر شود و یا هر یک از عزیزان متن را ضبط کرده بدهد تا برای عموم منتشر کنیم.
گفتگوي چند شب پيش رييسجمهور در صداسيما نكات مهمي داشت كه نميشود بهسادگي از آن گذشت؛ بهرحال گذشته از اصل سخنان به چند نكته اشاره ميكنم: